سازمان های یادگیرنده از تئوری تا عمل
یادگیری: یعنی تقویت توانایی به کمک تجربه ای که از پیگیری امور بدست می آید.
یادگیری در طول زمان و در مسیر زندگی واقعی به دست می آید و دانش نسبتاً پایدار تولید می کند.
یادگیری سازمانی: فرایند مستمر بهسازی و انطباق سازمان از طریق رشد دانش، بینش و مهارت کارکنان است که منجر به افزایش کارآمدی سازمان در تحقق اهداف می گردد.
دلایل ضرورت یادگیری سازمانی:
1- نیروی دانش Knowledge is power
2- آزادسازی پتانسیل کارکنان Capacity building
3- بهبود کیفیت و بهره وری Improvement
4- بقا Survival
5- افزایش تعهد Commitment
خصوصیات سازمان های یادگیرنده: (Calboun Wich & Stanton Leon):
- وجود رهبران با بینش (Leader)
- وجود برنامه و نظام سنجش (Planning & assessment)
- اطلاعات (Information)
- ابتکار و نوآوری (Innovation)
- اقدام (Action)
(
سازمان یادگیرنده را سازمانی می دانند که در آن موارد زیر وجود دارد:
-تصویر روشن از چگونگی عمل سازمان
-پاداش و تشویق مناسب با عملکرد، نوآوری و خطرپذیری
-بازنگری عملکرد و مدنظر قراردادن آنچه انجام شده و آنچه آموخته شده
-سیستم های اطلاعات به منظور توازن بین آموختن و عمل کردن
کنفرانس شیکاگو (سپتامبر 2000):
در اين كنفرانس، موضوع تلفیق مدیریت دانایی و یادگیری سازمانی مطرح گردید.
سنگه: «یادگیری، قابلیت ما را بالا می برد تا دانایی را از طریق عمل اثربخش، افزایش دهیم.»
سازمان یادگیرنده بیش از آن که یک نظریه یا یک مدل سازمانی باشد انعکاس دهنده نوعی تفکر و بینش در مورد کار، انسان، سازمان و مدیریت است. از دیگر ویژگی های آن:
-تواضع در یادگیری، سخاوت در آموزش
-جریان روان اطلاعات در تمامی سطوح
-یادگیری در سه سطح فرد، گروه و کل سازمان به طور همزمان
-الگوهای نوین تفکر
-افزایش قابلیت کارکنان و یادگیری دسته جمعی به طور مستمر
-حفظ هویت و استقلال فردی در ضمن هماهنگی و هم هدفی
-منابع اطلاعات: کارکنان، مشتریان، عوامل محیطی، رقبا
-عملیاتی شدن سریع آموخته ها
سازمان یادگیرنده، براساس فرض کفایت (assumption of competence) که به وسیله 4 ویژگی حمایت می شود شکل می گیرد. این ویژگی ها عبارتنداز:
-کنجکاوی (curiosity)
-بخشیدن (Forgiveness)
-اعتماد (Trust)
-اجماع (Togetherness)
نگرش غیرسیستمی که باعث ناتوانی در یادگیری می شود:
2-نکوهش دیگران موقع بروز مشکل
3-تاثیر فرایندهای آرام و تدریجی
4-ایجاد جو وحشت و نگرانی
5-بحرانی تر شدن شرایط به خاطر برخوردهای فعال
6-درگیر شدن در جزئیات
7-انتقال فشار به قسمت های دیگر
پنج فرمان سازمان های یادگیرنده، پادزهر این ناتوانایی هاست.
اصول نگرش سیستمی (system Approach)
نگرش سیستمی (فرمان پنجم) سنگ زیربنای تمامی 5 فرمان یادگیری است.
تفکر سیستمی روشی برای کل نگری است. جوهر اصلی تفکر سیستمی، تغییر در نگرش است.
-مسائل امروز، ناشی از راه حل های دیروز است.
-نگرش مقطعی و زودگذر، به دنبال خود نتایج بدی به بار می آورد.
-معمولاً راه حل های ساده انگارانه راه به جایی نمی برد.
-راه حل های غیرسیستمی کار را خراب تر می کند.
-سعی و اجبار در رشد سریعتر نتیجه ای معکوس و رشدی کندتر به بار می آورد.
-سیستم های زنده، یکپارچه هستند و خصوصیات آنها را باید در کل مجموعه بررسی کرد.
-هرگز نباید شرایط محیطی را سرزنش کرد.
استراتژی های خلق سازمان های یادگیرنده:
1-ممیزی دانش درون سازمانی
2-خلق فرهنگ یادگیری
3-به کارگیری آموخته ها
4-پاداش دهی به کسانی که یاد می گیرند/ یاد می دهند
5-تاکید بر آموزش بی پایان
راهبردهای ایجاد و گسترش سازمان یادگیرنده:
1-تدوین برنامه جامع و بلندمدت
2-تدوین اهداف و سیاست های کوتاه مدت و بلندمدت
3-سازمان دهی مجدد وظایف (یادگیری عنصر اساسی)
4-مسئولیت آموزش و بهسازی نیروی انسانی با مطلع ترین و باتجربه ترین مدیر
5-تدارک سخت افزاری و نرم افزاری علمی و پژوهش
6-فراهم کردن زمینه های قانونی، فرهنگی، انگیزشی
7-انجام نیازسنجی آموزشی دقیق و مستمر
8-فراهم سازی فرصت های یادگیری فردی و گروهی
9-برقراری ارتباط بین استخدام و وضعیت یادگیری افراد
10-بکارگیری راه های تشویقی مناسب
11-نظام فعال بازخورد برای اصلاح و رفع نواقص



