تبليغاتX
مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی
كاربرد سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ در سازمان‌


دكتر عليرضا علي‌احمدي‌
مهندس‌ افشين‌ احمدوند


چكيده‌

‌ ‌تمامي‌ فعاليتهاي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ در يك‌ سازمان‌ و ساختار واحد سيستم‌هاي‌ اطلاعات، ناشي‌ از استراتژي‌ها و سياستهاي‌ مديريت‌ كل‌ است.
‌ ‌استراتژي‌هاي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ شامل‌ اقدامات‌ گسترده‌اي‌ درجهت‌ دستيابي‌ به‌ اهداف‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ است‌ كه‌ ارتباط‌ يك‌ سازمان‌ را با كاربران، مديريت‌ كل، و نهادهاي‌ خارج‌ از آن‌ سازمان‌ تعريف‌ مي‌كنند.
‌ ‌سياستهاي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ شامل‌ روشهاي‌ به‌كارگرفته‌ شده‌ براي‌ انجام‌ استراتژي‌هاي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ است‌ كه‌ در خلال‌ فرايند برنامه‌ريزي‌ تعيين‌ مي‌شوند و فرايندهاي‌ گوناگون‌ برنامه‌ريزي‌ را هدايت‌ مي‌كنند. اين‌ سياستها مي‌توانند برحسب‌ سياستهاي‌ سخت‌افزاري، نرم‌افزاري، پرسنلي، سازماني، توسعه‌ كاربردي، برنامه‌ريزي، و مالي‌ و حسابداري‌ گروه‌بندي‌ گردند.

‌ ‌تاثير استراتژيك‌ طرحهاي‌ اجراي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ بيانگر اين‌ مطلب‌ است‌ كه‌ مديريت‌ ارشد يك‌ سازمان‌ مي‌بايد اهميت‌ فعلي‌ و آتي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ را، قبل‌ از بررسي‌ هرگونه‌ سياست‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات، تعيين‌ و مشخص‌ سازد. هم‌ مديريت‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ و هم‌ مديريت‌ ارشد سازمان‌ لازم‌ است‌ به‌ برداشتهاي‌ مشتركي‌ از تاثير تكنولوژي‌ اطلاعات‌ دست‌ يابند. سياستهاي‌ اتخاذشده‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ بستگي‌ به‌ اهميت‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ و شرايط‌ خاص‌ محيطي‌ سازمان‌ مربوطه‌ دارد.
‌ ‌يك‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ عبارت‌ است‌ از هر سيستم‌ اطلاعات‌ كه‌ استراتژي‌ رقابتي‌ سازمان‌ را پشتيباني‌ مي‌كند.
‌ ‌در اين‌ مقاله‌ نقش‌ و اهميت‌ سياست‌ كلي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ و كاربرد آنها به‌عنوان‌ ابزاري‌ استراتژيك، تشريح‌ مي‌گردد.

مقدمه‌

‌ ‌در سال‌ 1986 براساس‌ مطالعه‌اي‌ كه‌ توسط‌ كارگزاران‌ و مديران‌ اجراي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌(INFORMATION SYSTEMS) انجام‌ شد، براهميت‌ و نقش‌ حياتي‌ مديريت‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ تاكيد گرديد و ارتقا و بهبود برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ در درجه‌ اول‌ اهميت‌ قرار داده‌ شد. يك‌ برنامه‌ريزي‌ موثر نيازمند نظم‌ و توان‌ پيش‌بيني‌ مشكلات‌ (تهديدها) و فرصتها در يك‌ محيط‌ متلاطم‌ و پيچيده‌ و نيز دارابودن‌ قابليت‌ توسعه‌ استراتژيها و سياستهايي‌ براساس‌ تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ است‌ كه‌ به‌ سرعت‌ درحال‌ تغييرند.
‌ ‌استفاده‌ از سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ به‌عنوان‌ يك‌ مزيت‌ رقابتي‌ در درجه‌ دوم‌ اهميت‌ قرار داده‌ شد. امروزه‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ به‌عنوان‌ يك‌ ابزار و سلاح‌ استراتژيك‌ اصلي‌ در بسياري‌ از شركتها تلقي‌ مي‌شود. اين‌ مزيت‌ رقابتي‌ نتيجه‌ تشخيص‌ فرصتها و به‌دنبال‌ آن‌ اجراي‌ موثر و سريع‌ تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ براي‌ بهره‌جويي‌ از اين‌ فرصتهاست.

‌ ‌در بسياري‌ از شركتها، سه‌ سطح‌ براي‌ تعريف‌ استراتژي‌ وجود دارد. در بالاترين‌ سطح، استراتژي‌ شركت‌ خطوطي‌ را كه‌ آن‌ شركت‌ در آن‌ تجارت‌ مي‌كند و نحوه‌ تشخيص‌ منابع‌ كليدي‌ شركت‌ به‌ هريك‌ از اين‌ خطوط‌ را مشخص‌ مي‌سازد. در يك‌ اقتصاد متلاطم، هويت‌ يك‌ شركت‌ و به‌نوبه‌ خود تخصيص‌ منابع، ممكن‌ است‌ طي‌ زمان‌ دستخوش‌ تغيير گردد. سطح‌ دوم‌ استراتژي‌ درارتباط‌ با واحدهاي‌ تجاري‌ استراتژيك‌STRATEGIC ) BUSINESS UNIT=SBU) است‌ كه‌ مي‌توان‌ يك‌ بخش‌ فرعي‌ يا خط‌ توليد در شركت‌ باشد. هرگاه‌ استراتژي‌ يك‌ شركت‌ متحول‌ گردد، منابع‌ تخصيص‌يافته‌ به‌ واحدهاي‌ تجاري‌ موجود يا جديد ممكن‌ است‌ تغيير كند. سطح‌ سوم‌ استراتژي، همان‌ استراتژي‌ عملياتي‌ است. هر زمان‌ يك‌ واحد تجاري‌ استراتژي‌اش‌ تعريف‌ شود، هريك‌ از نواحي‌ عملياتي‌ در داخل‌ آن‌ واحد بايستي‌ يك‌ سري‌ اعمال‌ را براي‌ پشتيباني‌ استراتژي‌ مربوطه‌ انجام‌ دهند. از آنجايي‌ كه‌ استراتژي‌هاي‌ عملياتي‌ گوناگون‌ (مانند استراتژي‌هاي‌ فروش، استراتژي‌ تحقيق‌ و توسعه، استراتژي‌ ساخت) براي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ ممكن‌ است‌ وجود داشته‌ باشد. ظهور يك‌ استراتژي‌ عملياتي‌ براي‌ بهره‌برداري‌ از منابع‌ و تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ به‌منظور پشتيباني‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ و ديگر استراتژي‌هاي‌ عملياتي‌ به‌طور روزافزوني‌ رخ‌ مي‌دهد.

سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌

‌ ‌يك‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك، سيستم‌ اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ استراتژي‌ رقابتي‌ يك‌ سازمان‌ را پشتيباني‌ مي‌كند. يك‌ چنين‌ سيستمي‌ مي‌تواند از تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ به‌منظور بهبود رشته‌هاي‌ ارتباط‌(LINKS) با مشتريان‌ استفاده‌ كند، و در آسان‌سازي‌ بهبود طرح‌ محصول، ايجاد و توسعه‌ رشته‌هاي‌ ارتباط‌ با تامين‌كنندگان‌ مواد و قطعات، ايجاد فرصتهاي‌ جديد فروش، و بهبود بهره‌وري‌ كاركنان، نقش‌ مهمي‌ ايفا كند.
‌ ‌سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ به‌تدريج‌ در سازمانها از سيستم‌هاي‌ پردازش‌ تغييرات‌ (TRANSACTION PROCESSING SYSTEM=TPS) به‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ اطلاعات‌MANAGEMENT INFORMATION SYSTEM = MIS) )، و از آن‌ به‌ سيستم‌هاي‌ پشتيبان‌ تصميم‌گيري‌(DECISION SUPPORT SYSTEM=DSS) تغيير يافته‌اند. درحال‌ حاضر تاكيد بر تغيير اين‌ سيستم‌ها به‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ است. تفاوت‌ بين‌ اين‌ سيستم‌ها با يك‌ مثال‌ از سيستم‌ پردازش‌ موجودي‌ به‌شرح‌ ذيل‌ تشريح‌ مي‌گردد:

- TPS اين‌ سيستم‌ تغييرات‌ در موجودي‌ را ثبت‌ و فايل‌ اصلي‌ موجودي‌ را به‌هنگام‌ مي‌كند;
- MIS اين‌ سيستم‌ موجوديها را مديريت‌ و كنترل‌ مي‌كند;
- DSS اين‌ سيستم‌ مديران‌ را در تعيين‌ سياست‌ موجودي‌ پشتيباني‌ مي‌كند;
- SIS اين‌ سيستم‌ موجوديهاي‌ مشتريان‌ را پردازش‌ كرده‌ و موجوديها را با سيستم‌ سفارشات‌ موسسه‌ مرتبط‌ مي‌سازد.

‌ ‌در سيستم‌هاي‌ پردازش‌ تغييرات‌ و مديريت‌ اطلاعات‌ از تكنولوژي‌ اطلاعات، براي‌ تصميم‌گيري‌ در ارتباط‌ با جنبه‌هاي‌ هزينه‌اي‌ موسسه‌ استفاده‌ مي‌شود. حال‌ آنكه‌ اين‌ تكنولوژي‌ در سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ براي‌ ايجاد خدمات‌ اطلاعاتي‌ جديد براي‌ استفاده‌ از فرصتها براي‌ كسب‌ درآمد براي‌ موسسه‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ اين‌ امر باعث‌ خواهدشد واحدهاي‌ درگير در سيستم‌ اطلاعات‌ از مراكز هزينه‌ به‌ مراكز سود، تبديل‌ شوند. وجه‌ تمايز ديگر اين‌ سيستم‌ها اين‌ است‌ كه‌ سيستم‌هاي‌ پردازش‌ تغييرات، مديريت‌ اطلاعات‌ و پشتيبان‌ تصميم‌گيري‌ درون‌گرا هستند (درون‌ مرزهاي‌ موسسه) حال‌ آنكه‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ برون‌گراست‌ و به‌ ارتباطات‌ و وابستگي‌هاي‌ موسسه‌ با محيط‌ آن‌ مي‌پردازد.

تاثير استراتژيك‌ تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌

‌ ‌سه‌ سطح‌ از تاثير تكنولوژي‌ اطلاعات‌ در يك‌ سازمان‌ تجاري‌ وجود دارد: سطح‌ صنعت‌INDUSTRY LEVEL) )، سطح‌ موسسه‌(FIRM LEVEL) ، سطح‌ استراتژي‌ در صنعت، تكنولوژي‌ اطلاعات‌ بر طبيعت‌ محصولات، خدمات، و بازارهاي‌ صنعت، يا اقتصاد توليد و توزيع‌ تاثير مي‌گذارد. با تكنولوژي‌ اطلاعات، خدمات‌ جديد مي‌تواند توسعه‌ يابد. دوره‌ حيات‌ يك‌ محصول، از فاز تحقيق‌ و توسعه‌ تا بازاريابي‌ و فروش‌ آن، مي‌تواند كوتاه‌ شود. (مانند استفاده‌ ازCAD/CAM )، توزيع‌ سرعت‌ مي‌گيرد (مانند ارائه‌ كاتالوگ‌هاي‌ كامپيوتري)، بازار فروش‌ مي‌تواند گسترش‌ يابد (مانند دستيابي‌ به‌ مشتريان‌ از راه‌ دور به‌وسيله‌ ارتباطات‌ الكترونيك).

‌ ‌در سطح‌ موسسه، تاثير تكنولوژي‌ اطلاعات‌ توسط‌ نيروهاي‌ رقابتي‌ خاص‌ تعيين‌ مي‌گردد كه‌ موسسه‌ با آنها روبرو مي‌شود. اين‌ نيروها ساختار صنعت‌ و ميدان‌ رقابت‌ براي‌ هر موسسه‌ را شكل‌ مي‌دهند.
‌ ‌در سطح‌ استراتژي، تكنولوژي‌ اطلاعات‌ با پشتيباني‌ از اجراي‌ يك‌ يا چند استراتژي‌ كلي‌ مي‌تواند باعث‌ تغيير اجراي‌ استراتژي‌ كلي‌ شركت‌ توسط‌ موسسه‌ تابعه‌ گردد. چنين‌ استراتژي‌هايي‌ توسط‌ موسسات‌ موفق‌ براي‌ قرارگيري‌ در عرصه‌هاي‌ رقابت‌ مورداستفاده‌ قرار مي‌گيرند.

تاثير تكنولوژي‌ اطلاعات‌ بر عرصه‌ رقابت‌

‌ ‌وضعيت‌ رقابت‌ در يك‌ صنعت‌ بستگي‌ به‌ پنج‌ نيرو دارد. اين‌ پنج‌ نيرو عبارتند از: 1 - توان‌ چانه‌زني‌ در دادوستد به‌وسيله‌ تامين‌كنندگان‌ 2 - توان‌ چانه‌زني‌ در دادوستد به‌وسيله‌ خريداران‌ 3- خطر و تهديد تازه‌واردين‌ به‌ اين‌ صنعت‌ 4 - خطر محصولات‌ يا خدمات‌ جايگزين‌ 5 - حضور رقباي‌ درون‌ صنعت.

‌ ‌تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مي‌تواند وابستگي‌هاي‌ بين‌ اين‌ نيروها و موسسه‌ را تغيير دهد. آشكار شدن‌ هر نيرو براي‌ يك‌ صنعت‌ خاص‌ بر قابليت‌ سوددهي‌ يك‌ موسسه‌ تاثير خواهد داشت‌ و استراتژي‌هايي‌ را شكل‌ خواهد داد كه‌ موسسه‌ اتخاذ مي‌كند. اين‌ نيروها اهدافي‌ است‌ كه‌ يك‌ موسسه‌ در مقابل‌ آنها استراتژي‌هاي‌ رقابتي‌ خود را آماده‌ مي‌كند. چنين‌ استراتژي‌هاي‌ رقابتي‌ شامل‌ انجام‌ اعمال‌ تهاجمي‌ يا تدافعي‌ براي‌ ايجاد يك‌ جايگاه‌ قابل‌ دفاع‌ در يك‌ صنعت‌ و مقابله‌ موفق‌ با نيروهاي‌ رقيب‌ و افزايش‌ قابليت‌ سوددهي‌ موسسه‌ است. در ادامه‌ روشهاي‌ پيشنهادي‌ از نحوه‌ به‌كارگيري‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ براي‌ كسب‌ برتري‌ بر رقبا آمده‌ است:

1 - تامين‌كنندگان:

- تعداد و تركيب‌ تامين‌كنندگان‌ را افزايش‌ دهيد (به‌عنوان‌ مثال، ازطريق‌ دستيابي‌ به‌ بانكهاي‌ اطلاعات‌ تجاري‌ كه‌ اطلاعات‌ راجع‌ به‌ تامين‌كنندگان‌ را دراختيار قرار مي‌دهند);

- توان‌ چانه‌زني‌ در دادوستد به‌وسيله‌ تامين‌كنندگان‌ خود را از طريق‌ پافشاري‌ بر ارتباطات‌ برمبناي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ كاهش‌ دهيد. (به‌عنوان‌ مثال، موجوديهاي‌ JUST-IN-TIME).

2 - خريداران:

- توان‌ چانه‌زني‌ در دادوستد به‌وسيله‌ خريداران‌ خود را ازطريق‌ افزايش‌ هزينه‌هاي‌ جابجايي‌ به‌ ديگر تامين‌كنندگان‌ كاهش‌ دهيد (به‌عنوان‌ مثال‌ ازطريق‌ نصب‌ ترمينال‌ در محلهاي‌ خريداران)

- تعداد خريداران‌ را افزايش‌ دهيد (به‌عنوان‌ مثال، ازطريق‌ استفاده‌ از بولتن‌هاي‌ راهنماي‌ الكترونيكي)

3 - تازه‌واردين:

- ايجاد سدهايي‌ در برابر ورود (به‌عنوان‌ مثال، سرمايه‌گذاري‌ سنگين‌ اجباري‌ در سخت‌افزار و نرم‌افزار);

- پيشروبودن‌ در ارائه‌ محصولات‌ و خدمات‌ جديد;

- كنترل‌ و تملك‌ بانكهاي‌ اطلاعاتي‌ مهم‌ و حياتي.

4 - محصولات‌ جايگزين:

- محصول‌ خود را ازطريق‌ خدمات‌ كسب‌ اطلاعات‌ كامپيوتري‌ بهبود دهيد.

- طول‌ مدت‌ ايجاد محصولات‌ خود را از طراحي‌ تا توليد كاهش‌ دهيد (به‌عنوان‌ مثال، ازطريق‌ استفاده‌ از تكنولوژي‌ طراحي‌ و توليد به‌ كمك‌ كامپيوتر(CAD-CAM .

5 - رقباي‌ داخل‌ صنعت:

- متحدشدن‌ با رقبا (به‌عنوان‌ مثال، شبكه‌ ماشينهاي‌ تحويلدار اتوماتيك‌ بانك);

- معرفي‌ محصولات‌ جديد براساس‌ اطلاعات‌ دريافتي.

‌ ‌اين‌ روشها نشان‌ مي‌دهد كه‌ اگر پنج‌ نيروي‌ رقيب‌ ذكرشده‌ تاثير چشمگيري‌ بر روي‌ يك‌ موسسه‌ بگذارد، تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مي‌تواند به‌عنوان‌ يك‌ عنصر حياتي‌ در استراتژي‌ موسسه‌ به‌كار گرفته‌ شود. تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مي‌تواند به‌صورت‌ تهاجمي‌ به‌كارگرفته‌ شود، براي‌ افزايش‌ يك‌ جنبه‌ رقابتي، يا به‌صورت‌ تدافعي‌ براي‌ كاهش‌ فرصتهاي‌ رقبا براي‌ كسب‌ يك‌ جنبه‌ رقابتي‌ به‌كار رود.

تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ و استراتژي‌هاي‌ كلي‌ تجارت‌

‌ ‌تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مي‌تواند بر توانايي‌ موسسات‌ براي‌ اجراي‌ يك‌ استراتژي‌ خاص‌ تجارت‌ تاثيرگذار باشد. از آنجايي‌ كه‌ استراتژي‌ يك‌ موسسه، چارچوب‌ كلي‌ آن‌ موسسه‌ در انجام‌ رقابت‌ است، حصول‌ تعداد يك‌ يا بيشتر از اين‌ استراتژي‌ها به‌ موسسه‌ جايگاهي‌ برتر نسبت‌ به‌ ساير نيروهاي‌ موجود در صنعت‌ داده‌ و سوددهي‌ بالاتري‌ را به‌ ارمغان‌ مي‌آورد. در اين‌ رابطه‌ پورتر(PORTER) سه‌ استراتژي‌ كلي‌ رقابت‌ را به‌شرح‌ ذيل‌ پيشنهاد مي‌كند:

هدايت‌ برمبناي‌ هزينه‌ - هدايت‌ برمبناي‌ هزينه‌ در گستره‌ صنعت‌ باعث‌ كسب‌ مزيت‌ رقابتي‌ ازطريق‌ كاهش‌ هزينه‌هاي‌ موسسه، هزينه‌هاي‌ تامين‌كنندگان، يا هزينه‌هاي‌ مشتريان، يا ازطريق‌ بالارفتن‌ هزينه‌هاي‌ رقبا، خواهدشد;

وجه‌ تمايز - وجه‌ تمايز در محصولات‌ يا خدمات‌ در گستره‌ صنعت‌ باعث‌ كسب‌ مزيت‌ ازطريق‌ ايجاد امكان‌ تشخيص‌ محصولات‌ يا خدمات‌ موسسه‌ از رقبا مي‌شود. يا از طريق‌ كاهش‌ فرقهايي‌ كه‌ باعث‌ برتري‌ رقبا گرديده‌ است.

تمركز - يعني‌ دستيابي‌ به‌ مزيت‌ تمايز يا هزينه‌ كم‌ در قسمت‌ باريكي‌ از صنعت.

‌ ‌سه‌ نوع‌ استراتژي‌ تجارت‌ ديگر نيز توسط‌ وايزمن‌(WISEMAN) به‌شرح‌ ذيل‌ پيشنهاد گرديده‌ است:

نوآوري‌ - دستيابي‌ به‌ برتري‌ ازطريق‌ معرفي‌ يك‌ تغيير در محصول‌ يا فرايند كه‌ منجر به‌ تغيير اساسي‌ در مسير تجارت‌ اتخاذشده‌ در صنعت‌ مي‌شود;

رشد - دستيابي‌ به‌ برتري‌ از طريق‌ توسعه‌ در حجم‌ توليد يا توسعه‌ جغرافيايي، اجتماع‌ و انسجام‌ با تامين‌كنندگان‌ يا خريداران، تنوع‌ در خط‌ توليد و محصول.

پيمان‌ - دستيابي‌ به‌ برتري‌ ازطريق‌ پيمانهاي‌ بازاري، ارائه‌ محصولات‌ مشترك، درخواست‌ تغيير در استراتژي‌ها، اين‌ استراتژي‌هاي‌ رقابتي‌ مي‌تواند به‌طور تركيبي‌ انجام‌ شود (مانند، رشد و هدايت‌ برمبناي‌ هزينه).

‌ ‌چنانكه‌ قبلاً‌ اشاره‌ شد، همه‌ اين‌ استراتژي‌ها مي‌تواند به‌صورت‌ تهاجمي‌ (مانند كاهش‌ هزينه‌هاي‌ تامين‌كنندگان، جلوگيري‌ از نوآوري‌ توسط‌ رقبا)، يا به‌صورت‌ تدافعي‌ (مانند كاهش‌ هزينه‌ها براي‌ خريداران، كپي‌ از نوآوريهاي‌ رقبا، كاهش‌ فرصتهاي‌ توسعه‌ رقبا) باشد.
‌ ‌حال‌ در ادامه‌ مثالهايي‌ از تاثير تكنولوژي‌ اطلاعات‌ بر توانايي‌ موسسات‌ در اجراي‌ يك‌ استراتژي‌ كلي‌ ارائه‌ مي‌گردد:

هدايت‌ برمبناي‌ هزينه‌ - بسته‌هاي‌ نرم‌افزاري‌ بر كاهش‌ هزينه‌ تاكيد مي‌كنند (يك‌ سيستم‌ كامپيوتري‌ مديريت‌ موجودي‌ براي‌ كاهش‌ سطوح‌ ذخيره‌ ايمني);

وجه‌ تمايز - فراهم‌سازي‌ امكان‌ افزودن‌ سريع‌ ويژگيهاي‌ جديد به‌ يك‌ محصول‌ ازطريق‌ استفاده‌ از سيستم‌CAD-CAM ;

تمركز - كشف‌ نيازهاي‌ بازار ازطريق‌ بررسي‌ دقيق‌ جزئيات‌ بانكهاي‌ اطلاعات‌ اختصاصي‌ يا عمومي;

نوآوري‌ - سيستم‌ رزرواسيون‌ كامپيوتري‌ خطوط‌ هواپيمايي‌ آمريكا منجر به‌ يك‌ تغيير اساسي‌ در صنعت‌ هواپيمايي‌ و رسيدن‌ به‌ جايگاهي‌ برتر در بازار شده‌ است.

رشد - گسترش‌ پايگاههاي‌ مشتري‌ ازطريق‌ فروش‌ به‌وسيله‌ يك‌ شبكه‌ ارتباط‌ از راه‌ دور كشوري.

پيمان‌ - ايجاد پيمانهاي‌ بين‌ سازماني‌ براي‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك، مانند شبكه‌ ماشينهاي‌ تحويلدار اتوماتيك‌ بانك، كه‌ در آن‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ از اين‌ استراتژي‌ اعضاي‌ پيمان‌ پشتيباني‌ مي‌كند.

‌ ‌تكنولوژي‌ اطلاعات‌ علي‌رغم‌ ساير تكنولوژي‌ها مي‌تواند در يك‌ استراتژي‌ كلي‌ در امور مختلفي‌ به‌كار گرفته‌ شود. تكنولوژي‌ اطلاعات‌ ممكن‌ است‌ برهمه‌ فعاليتهاي‌ يك‌ موسسه‌ تاثير بگذارد، ازRD و مهندسي‌ گرفته‌ تا تحقيقات‌ بازاري‌ و نگهداري‌ سوابق.

تشخيص‌ كاربردهاي‌ رقابتي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌

‌ ‌جستجو براي‌ يافتن‌ كاربردهاي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ در محيطي‌ ثمربخش‌ خواهدبود كه‌ تحت‌ تاثير فرايندها و محصولات‌ اطلاعات‌گرا باشد. وجود چندين‌ عامل‌ در صنعت‌ مي‌تواند اين‌ احتمال‌ را قوت‌ بخشد كه‌ تكنولوژي‌ استراتژيك‌ اطلاعات‌ قابل‌ استفاده‌ و بهره‌گيري‌ باشد:

وجود محتواي‌ قابل‌ توجه‌ اطلاعات‌ در ارتباط‌ با خريداران‌ يا تامين‌كنندگان;

وجود فشارهاي‌ رقابتي‌ در صنعت‌ (مثلاً‌ به‌خاطر نوآوريهاي‌ تكنولوژيك، رقابت‌ خارجي);

محدوديت‌ طول‌ عمر محصول‌ يا خدمات‌ در صنعت‌ (محصولات‌ فاسدشدني‌ يا خدمات‌ داراي‌ تاريخ‌ انقضاء) (به‌عنوان‌ مثال، در صنعت‌ هواپيمايي، صندلي‌هايي‌ از يك‌ پرواز كه‌ بليت‌ مربوط‌ به‌ آنها فروخته‌ نشده‌ است، و يا در صنعت‌ هتلداري، اتاقهايي‌ كه‌ خالي‌ مانده‌اند).

‌ ‌چنانچه‌ هدف‌ موسسه‌اي‌ شناسايي‌ كاربردهاي‌ استراتژيك‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ باشد، حضور فعال‌ مديران‌ كل‌ و مديران‌ اجرايي‌ و عملياتي‌ ضروري‌ است. اختصاص‌ اين‌ مسئوليت‌ صرفاً‌ به‌ مديريت‌ سيستم‌ اطلاعات‌ به‌ندرت‌ نتايج‌ موثري‌ دربرخواهد داشت. مديران‌ كل‌ و مديران‌ سيستم‌ اطلاعات‌ بايستي‌ در رابطه‌ با تشخيص‌ فرصتهاي‌ استراتژيك‌ تكنولوژي‌ اطلاعات، اشتراك‌ مساعي‌ كنند. شكل‌ 1 به‌ تشريح‌ يك‌ متدولوژي‌ براي‌ شناسايي‌ فرصتهاي‌ به‌كارگيري‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ مي‌پردازد.

شكل‌ 1 - فرايند شناسايي‌ فرصتهاي‌ به‌كارگيري‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌SIS) )


‌ ‌مرحله‌ مقدماتي‌ در اين‌ فرايند مرور و بررسي‌ سيستم‌ ارزشي‌ موسسه‌ است. طي‌ اين‌ مرحله، واحد مسئول‌ سازماني‌ انجام‌ اين‌ فرايند (مانند كميته‌ ويژه، مشاور) تمامي‌ موارد بحراني‌ در فعاليتهاي‌ اوليه‌ و پشتيباني‌ زنجيره‌ ارزشي‌ موسسه، زنجيره‌هاي‌ ارزشي‌ خريداران، تامين‌كنندگان، و رقبا را موردبررسي‌ قرار مي‌دهد. اين‌ بررسي‌ مي‌تواند در ارتباط‌ با يك‌ واحد تجاري‌ استراتژيك‌ از يك‌ موسسه‌ باشد و نه‌ كل‌ موسسه. نتايج‌ اين‌ بررسي‌ وروديها، ايده‌ها و برداشتهاي‌ لازم‌ براي‌ مراحل‌ 1 و 2 را فراهم‌ مي‌آورد.

‌مراحل‌ 1 و 2 به‌طور همزمان، همراه‌ با بازخورهايي‌ بين‌ آنها به‌ پيش‌ برده‌ مي‌شود. در اين‌ مراحل‌ تمركز بر اهداف‌ استراتژيك‌ و استراتژي‌هاي‌ شركت‌ تحت‌ پشتيباني‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ است‌ كه‌ مي‌توانند براي‌ تحت‌ تاثير قراردادن‌ و برخورد با اهداف‌ به‌كار گرفته‌ شوند. اين‌ اهداف‌ دربرگيرنده‌ خريداران، تامين‌كنندگان، تازه‌واردين‌ احتمالي، رقباي‌ موجود، و محصولات‌ و خدمات‌ جايگزين‌ است.
‌ ‌اين‌ فرايند مي‌بايد بزرگترين‌ فهرست‌ ممكن‌ از اهداف‌ استراتژيك‌ را به‌وجود آورد. با استفاده‌ از اين‌ فهرست‌ است‌ كه‌ موسسه‌ مي‌تواند اهدافي‌ را كه‌ براي‌ هجوم‌ (يا دفاع) توسط‌ استراتژي‌هاي‌ تحت‌ پشتيباني‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مناسب‌ به‌نظر مي‌رسد، را انتخاب‌ كند. اين‌ استراتژي‌ شامل‌ هدايت‌ براساس‌ هزينه، وجه‌ تمايز، تمركز، رشد، پيمان، نوآوري‌ و امثال‌ اينهاست. يك‌ استراتژي‌ شركت‌ و سيستم‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ آن‌ مي‌تواند براي‌ هجوم‌ به‌ اهداف‌ گوناگون‌ مورداستفاده‌ قرار گيرد. يك‌ هدف‌ نيز مي‌تواند تحت‌ تاثير بيش‌ از يك‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ قرار گيرد.

‌ ‌هرگاه‌ يك‌ استراتژي‌ كه‌ يك‌ هدف‌ را موردتوجه‌ قرار داده‌ انتخاب‌ گرديد، مرحله‌ 3 به‌ جايگاه‌ و وضعيت‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ مي‌پردازد. اين‌ استراتژي‌ مي‌تواند به‌صورت‌ تدافعي‌ مورداستفاده‌ قرار گيرد. براي‌ كاهش‌ يك‌ جنبه‌ رقابتي‌ مربوط‌ به‌ يك‌ هدف، يا به‌ صورت‌ تهاجمي‌ براي‌ افزايش‌ يك‌ جنبه‌ رقابتي. سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ انتخابي‌ مي‌تواند به‌عنوان‌ مثال‌ ايجاد هزينه‌هاي‌ بالاي‌ جابجايي‌ براي‌ خريداران‌ موسسه‌ به‌منظور دفاع‌ در برابر تازه‌واردين‌ و يا در مقابل‌ موسسه‌ مي‌تواند به‌ يك‌ پيمان‌ درمورد سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ به‌منظور گسترش‌ بازار فروش‌ موسسه‌ بپيوندد.
‌ ‌در مرحله‌ 4، موسسه‌ برپايه‌ تهاجمي‌ يا تدافعي‌ بودن‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك، درپي‌ استفاده‌ از تكنولوژي‌ اطلاعات‌ به‌صورت‌ داخلي‌ و يا خارجي‌ است. سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ انتخابي‌ مي‌تواند با استفاده‌ از تكنولوژي‌CAD/CAM به‌صورت‌ داخلي‌ هزينه‌ توسعه‌ و ساخت‌ محصول‌ را كاهش‌ دهد. مرحله‌ 5 در ارتباط‌ با ارزيابي‌ ريسك‌هاي‌ عملياتي‌ و استراتژيك‌ است. ريسك‌هاي‌ عملياتي، با تمركز بر اندازه‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ انتخابي، و آشنايي‌ موسسه‌ با تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مربوطه‌ موردارزيابي‌ قرار مي‌گيرند.

 براساس‌ اين‌ ارزيابي‌ موسسه‌ مي‌تواند ابزارهايي‌ را براي‌ مقابله‌ باچنين‌ ريسك‌هايي‌ برگزيند. (به‌عنوان‌ مثال، تكنيك‌هاي‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل، استفاده‌ از مشاوران‌ بيرون‌ موسسه). به‌علاوه‌ با فرض‌ اجراي‌ موفقيت‌آميز سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك، نتايج‌ استراتژيك‌ يك‌ چنين‌ موفقيت‌ اوليه‌اي‌ مي‌بايد موردارزيابي‌ قرار گيرد.
‌ ‌درنهايت‌ تصميم‌گيري‌ درمورد اينكه‌ آيا سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ تحت‌ بررسي‌ قرار گيرد، صورت‌ مي‌پذيرد. موسسه‌ مي‌تواند درباره‌ پرهيز از اين‌ پروژه‌ يا اصلاح‌ آن‌ تصميم‌ بگيرد، سپس‌ انجام‌ مجدد فرايند شناسايي‌ فرصتهاي‌ به‌كارگيري‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ و سيستم‌ اصلاح‌ شده‌ را، ارزيابي‌ كند.

جمع‌بندي‌

‌ ‌يك‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ عبارت‌ است‌ از هر سيستم‌ اطلاعاتي‌ كه‌ استراتژي‌ رقابتي‌ سازمان‌ را پشتيباني‌ و از تكنولوژي‌ اطلاعات‌ براي‌ رويارويي‌ با هزينه‌هاي‌ موسسه، استفاده‌ مي‌كند. در سطح‌ صنعت، تكنولوژي‌ اطلاعات‌ بر طبيعت‌ محصولات، خدمات‌ و بازارهاي‌ صنعت‌ يا اقتصاد توليد و توزيع‌ تاثير مي‌گذارد. در سطح‌ موسسه، تاثير تكنولوژي‌ اطلاعات‌ توسط‌ نيروهاي‌ رقابتي‌ خاص‌ تعيين‌ مي‌شود كه‌ موسسه‌ با آنها روبرو مي‌شود. اين‌ نيروها ساختار صنعت‌ و ميدان‌ رقابت‌ براي‌ هر موسسه‌ در صنعت‌ را شكل‌ مي‌دهند. اين‌ پنج‌ نيرو عبارتند از تامين‌كنندگان، خريداران، تازه‌واردين‌ به‌ حوزه‌ صنعت، محصولات‌ يا خدمات‌ جايگزين، و رقباي‌ درون‌ صنعت، تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مي‌تواند وابستگي‌هاي‌ بين‌ اين‌ نيروها و موسسه‌ را تغيير دهد. اين‌ نيروها اهدافي‌ است‌ كه‌ يك‌ موسسه‌ در مقابل‌ آنها استراتژي‌هاي‌ رقابتي‌ خود را آماده‌ مي‌كند. در سطح‌ استراتژي، تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مي‌تواند بر توان‌ موسسات‌ براي‌ اجراي‌ يك‌ استراتژي‌ خاص‌ تجاري، تاثير گذارد. انواع‌ مختلفي‌ از استراتژي‌هاي‌ كلي‌ وجود دارد مانند هدايت‌ برمبناي‌ هزينه، وجه‌ تمايز، تمركز، رشد، پيمان، و نوآوري. كه‌ هريك‌ مي‌تواند به‌صورت‌ تهاجمي‌ يا تدافعي‌ آماده‌ گردد.

‌ ‌فرايند شناسايي‌ فرصتهاي‌ به‌كارگيري‌ سيستم‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌ چارچوبي‌ براي‌ شناسايي‌ و ارزيابي‌ فرصتهاي‌ به‌كارگيري‌ اين‌ سيستم‌ است .

منابع‌ و ماءخذ

1- ZWASS, V.MANAGEMENT INFORMATION SYSTEMS.WBC, 1992
2- BRANCHEAU,J.C.WETHERBE. "KEY ISSUES IN INFORMATION SYSTEMS MANAGEMENT".  MIS QUARTERLY VOL.11, NO.1 (1987)23-44
3-- WISEMAN,C.STRATEGY AND COMPUTERS. HOMEWOOD, IL:IRWIN,1998
4- SYNNOTT, W.R. THE INFORMATION WEAPON. NEW YORK: WILEY 7 SONS,1987
5 - علي‌احمدي، عليرضا، فرايند برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ صنعتي، تهران، دانشگاه‌ علم‌ و صنعت‌ ايران، 1376.

عليرضا علي‌احمدي: استاديار دانشكده‌ صنايع‌ دانشگاه‌ علم‌ و صنعت‌ ايران
افشين‌ احمدوند: دانشجوي‌ دكتراي‌ مهندسي‌ صنايع‌ دانشگاه‌ علم‌ و صنعت‌ ايران

نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 84/12/10 ساعت 11:49 | لینک ثابت |