تبليغاتX
مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی

 

شاخصهاي سلامتي در جمهوري اسلامي ايران

 

 

 

اشاره:

در راستاي برنامه هاي توسعه دولت جمهوري اسلامي ايران، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي متولي تامين حفظ و ارتقا سلامت جامعه از طريق تربيت نيروي انساني، سياستگذاري و برنامه ريزي و تامين و توزيع تجهيزات پزشكي و امكانات فراهم كردن سرمايه كافي براي رسيدن به اين هدف انساني است به منظور تحقق اين هدف وزارت متبوع در طي سالهاي گذشته با تدوين سياستها و برنامه هاي خود و علي رغم مواجه بودن با نارساييها و چالشهاي فراوان به دستاوردها  و موفقيتهاي عظيم نايل آمده كه تحت الشعاع بعضي كمبودهاي بخش سلامت قرار گرفته و كمرنگ جلوه داده شده است. بر اين اساس ضرورت آگاهي مردم، مسئولان و نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي ، نهادها و سازمانها جدي به نظر مي رسد. اميد است اين اثر مورد توجه و استفاده هگان قرار گيرد و نمايه مثالي از عملكرد اين وزارت در نزد افكار عمومي ارائه كند.

شاخصهاي سلامت و روند آنها:

ـ كاهش ضريب رشد جمعيت از 2/3 درصد در سال 1357 به 2/1 درصد در سال 1381

ـ تغيير ضريب باروري كلي جمعيت (TER) از 6 در سال 1353 به 2 در سال 1381 ( تعداد بچه هاي كه به طور متوسط از يك زن در طول دوره باروري به دنيا مي آيند)

مقايسه دو عدد فوق الذكر علاوه بر اينكه معرف كاهش رشد جمعيت است معرف افزايش سلامت در حفظ كودكان متولد شده مي باشد.

ـ كاهش مرگ مادران ناشي از عوارض بارداري (MMR) كه يك شاخص توسعه كشورها است از 237 در يكصد هزار تولد زنده در سال 1355 به قريب 37 در سال 1380

ـ افزايش نسبت باسوادي در زنان 6 ساله و بالاتر كه يك شاخص مربوط به توسعه است از 4/17 درصد در سال 1346 و حدود 35 درصد در سال 1356 به 82 درصد در سال 1381

ـ افزايش شاخص اميد به زندگي از حدود 60 سال در سال 1360 به حدود 70 سال در سال 1380

ـ كاهش مرگ كودكان زير يك سال در يك هزار تولد (IMR) از 111 در سال 1356 به حدود 26 در سال 1381

ـ كاهش مرگ كودكان 1 تا 59 ماهه از 79 در يك هزار تولد زنده در سال 1357 به 5/13 در سال 1380 و كاهش اين رقم در كودكان روستايي از 84 به 14

ـ كاهش مرگ نوزادان ( از تولد تا يك ماهگي( از 40 در هزار تولد زنده در سال 1357 به 5/18 در سال 1380. لازم به ذكر است كه اين روند در طول ده سال گذشته بين 22 ـ 18 متغيير و بهبود مناسبي نداشته است.

ـ حذف بيماري هاي ناشي از كمبود يد با برنامه تامين مكن هاي يد دار در سراسر كشور به طوري كه امروز بيش از 95 درصد مردم از نمك يد دار استفاده مي كنند.

ـ جدول مقايسه اي زير تغييرات علل مرگ را در كشور در طي 30 سال گذشته (1350 در مقايسه با 1380) نشان مي دهد:

نوع بيماري

ميزان مرگ و مير در يكصد هزار نفر

سال 1350

سال 1380

عفونت دستگاه تنفسي فوقاني

62

4/5

اسهال و استفراغ

46

7/0

مننژيت و انسفاليت ها

12

1

سل (ريوي و غير ريوي)

10

9/0

سرخك

5

03/0

كزاز (همه سنين)

5/2

03/0

آبله

5/2

صفر

ديفتري

1

01/0

حوادث قلبي و عروقي

42

105

حوادث عمدي و غير عمدي

51

1/58

 

ـ با اجراي برنامه پيشگيري از تالاسمي از سال 1376 تا سال 1381 حداقل از ازدواج 5000 زوج مبتلا به تالاسمي جلوگيري شده است و در حال حاضر دوره هاي آموزشي فوق تخصصي براي اين امر در دانشگاههاي كشور داير است.

ـ پوشش بيمه همگني به بيش از 95 درصد جمعيت بالغ شده و دولت زمينه هاي پوشش 100 درصد را فراهم كرده اين در حالي است كه در امريك بيش از 20 ميليون نفر تحت پوشش هيچ بيمه اي نيستند.

ـ برنامه استراتژيك براي مهار ايذر كه برنده جايزه 000/700/15 دلاري سازمان ملل متحد شد.

ـ پوشش مراقبت از سل (TB) به 100 درصد رسيد.

ـ با وجود تا در بدترين نقطه جهان از نظر بيماري هاي مسري هستيم اما بيش از سه سال است كه چرخه ويروس وحش فلج اطفال در كشور قطع شده است.

ـ با بسيج عمومي واكسيناسيون سرخك و سرخجه در سال جاي اين دو بيماري در كشور حذف خواهد شد.

ـ تعداد بيمارستانها از 387 عدد در سال 1357 به 765 واحد در سال 1381 رسيده است و نسبت تحت به ازاي يك هزار نفر جمعيت با وجود دو برابر شدن جمعيت از 2/1 به 6/1 افزايش يافته است.

ـ افزايش شهرهاي داراي بيمارستان از 37 درصد در سال 1357 به 92 درصد در سال 1381 است.

ـ وجود بخش هاي تخصصي و فوق تخصصي مناسب در شهرهاي بزرگ به عنوان مثال در سال 57 تنها 9 بخش جراحي اعصاب موجود بود اما امروز به 65 رسيده است.

ـ امروز در تمامي شهرها رشته هاي تخصصي 4 گانه ( داخلي، جراحي، اطفال، زنان) وجود دارد.

ـ درصد اشغال تخت در بخش هاي دولتي كه از سال 1377 سير نزولي داشت و در سال 1379 به 1/47 درصد رسيد، در سال 1380 به 34/61 و سال 1381 به 63 درصد رسيده است.

ـ رضايتمندي بيماران از تخت هاي بيمارستاني كه در سال 79 در حد 30 درصد بود در سال 1381 به قريب 90 درصد مطلوب و 10 درصد نامطلوب رسيد.

ـ رضايتمندي مردم از خدمت اورژانسي بيمارستانها كه قريب 30 درصد بود در دانشگاههاي مختلف بين 70 تا 85 درصد رشد پيدا كرد.

امروزه چهره بيماريها و عوارض ناشي از آنها تغيير كرده است، اين تغييرات دو وجهه مختلف دارد:

ـ گذر دموگرافيك بيماريها كه به علت تغييرات جمعيتي از نظر سني، جنسي پيش آمده به طوري كه با كاهش مرگ كودكان جمعيت سالمند رو به فزوني گذاشته كه بيماري هاي خاص اين جمعيت چهره اي نمايان پيدا كرده است.

ـ گذر اپيدميولوژيك بيماريها كه به علت مهار بعضي بيماريها و نوپديدن شدن بيماري هاي ديگر پيدا شده است كه اين امر منجر به گسترش بيماري هاي مزمن و غير واگير شده است.

از عوامل موثر در اين گذرها مي توان به عوامل زير اشاره كرد:

ـ افزايش بهزيستي از 4/31 درصد در سال 1355 به 65 درصد در سال 1380.

ـ افزايش درآمد كه در بعضي از اقشار اجتماعي تاثير مثبتي در روند بيمارها داشته است.

ـ صنعتي شدن كشورها و بهره گيري از امكانات فناوري جديد. وجود انرژي، مواد سوختي جديد، اتومبيل و ... گرچه نكات مثبتي دارد و اما روي سلامتي تاثير گذار است.

ـ افزايش، دسترسي به خدمات بهداشتي درماني به طوري كه در حال حاضر 95 درصد مردم كشور مي توانند به خدمات قابل قبول دسترسي پيدا كنند.

ـ تغييرات مثبت امكانات علمي و تجهيزات پزشكي براي تشخيص ها زودرس بيماريها و كنترل آنها.

لازم به ذكر است به دليل گران شدن خدمات بهداشتي درماني، تورم در حوزه سلامت بسيار بيشتر از متوسط تورم در جامعه است به طوري كه آن را حداقل 2 برابر برآورد مي كنند.

ـ سن ازدواج بالا رفته است به طوري كه در سل 1350 در مردان حدود 22 سال و در زنان حدود 16 سال و دو سال 1357 نيز در مردان حدود 22 سال و در زنان 5/17 سال و در سال 1380 در مردان شهري 26 سال، مردان روستاي 24 سال و در زنان شهري 5/21 سال و زنان روستايي 5/19 سال شده است كه بالا رفتن سن ازدواج از عوامل موثر بر سلامت و تغيير چهره بيماريها مي باشد.

ـ ميانه سن در ايران كاملا تغيير كرده است در سال 1345، 9/16 سال و در سال 1381 قريب به 22 سال است.

اعتياد چهره ديگري از بيماري است كه هم راسا و هم به دليل ارتباط مستقيم با بيماري هاي فناوري ديگر چون ايذر) هپاتيت ها، قتل و ... مورد توجه جدي مسئولان نظام قرار گرفته است. ارقام زير حاكي از چهره اين فاجعه در كشور مي باشند:

ـ در ايران نزديك به 5/1 ميليون معتاد وجود دارد كه با تعريف مشابه در آمريكا بيش از 8/2 ميليون، تايلند 27/1 ميليون و پاكستان 3 ميليون نفر معتاد دارند.

، در ايران 94 درصد معتادان را مردان تشكيل مي دهند و 10 درصد معتادان تمام عمر مواد مصرف مي كنند كه اين رقم در امريكا حدود 5/57 درصد است.

ـ در ايران حدود 300 هزار و امريكا حدود 500 هزار معتاد آلوده به هروئين وجود دارد.

ـ نسبت معتادان تزريقي به كل معتادان در ايران 14ـ امريكا 8/9، پاكستان 2 و در تايلند بيش از 66 درصد است.

ـ ميانگين سن تزريقي در ايران 4/31 (7/8) سال و غير تزريقي 5/33  (9/10) سال است.

ـ 67 درصد مبتلايان به ويروس ايذر از بين معتادان تزريقي هستند.

ـ موضوع بهداشت رواني از اهم مسايل است كه بايد به آن توجه كرد و منظور بهره گيري از توان علمي كشور براي مهار فجايعي است كه در پس پرده آنها مداخله روان شناختي تاثير دارد.

بعضي از اين فجايع عبارتند از:

1 ـ طلاق 2 ـ خودكشي 3ـ قتل ( اگر چه تعدادي از كشته شدگان سوختگي و سقوط مي تواند در زمره قتل و خودكشي قرار گيرد) 4ـ كودك آزاري 5ـ آزارهاي جنسي 6 ـ بخل و حسد 7ـ دزدي و جنايت و ... كه براي همه اينها مي توان برنامه ريزي علمي و اجرايي كرد شرط آن اعتقاد سياستگذاران و سياستمداران است و شرط بعدي تامين بودجه در حداقل نياز در سال 81 سهم هر ايراني از بودجه بهداشت رواني 13 ريال و در سال 1382 نزديك به 15 ريال بوده است.

به دليل اين تغييرات امروز چهره مرگ و بيماري در كشور تغيير كرده است به طوري كه:


ـ روزانه 800 تا 850 نفر مي ميرند

ـ 89 درصد آنها به 5 علت زير از بين مي روند: 46 درصد به علت بيماري هاي قلبي عروقي با ميانگين سن 68 سال 5/17 درصد به علت سوانح و حوادث با ميانگين سن 3/35 سال ـ 14 درصد به علت سرطانها با ميانگين سني 7/59 سال 6 درصد به علت بيماري هاي خول تولد با ميانگين سني 1/0 سال ـ 6 درصد به علت بيماري هاي تنفسي با ميانگين سني 58 سال.

منبع:

اكبري، محمد اسماعيل (1382)، شاخصهاي سلامتي در جمهوري اسلامي ايران، اداره كل روابط عمومي وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي و معاونت سلامت، تابستان.

 

     تهیه کننده: سجاد غلامعلی پور

دانشجوی کارشناسی مدیریت خدمات درمانی یزد

نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 86/01/25 ساعت 0:45 | لینک ثابت |

موجهاي پيش‌برنده كارآفريني

دكتر سيد محمد حسين حسيني

يك كارآفرين از جنبه‌هاي مختلف باافراد اشتغالزا، سرمايه‌دار، هنرمند، مخترع و كاسب تفاوت دارد كه اين نوشتار كوتاه ابتدا به‌اين تفاوتها اشاره مي‌كند و سپس به بررسي سه موج قدرتمند در پيش‌راندن كارآفريني مي‌پردازد.

تفاوت كارآفرين با...
اشتغالزا:

واژه كارآفريني كه ترجمه كلمه Entrepreneurship است. در جامعه ما كه بيكاري معضل بزرگ اجتماعي محسوب مي شود همه اذهان را متوجه اشتغالزايي مي كند. در حالي كه هر چند اين دو مفهوم هر دو با ارزش و با هم مرتبطند اما لزوماً منطبق بر هم نيستند. (اشتغالزايي مي‌تواند يكي از نتايج كارآفريني باشد)
پس تفاوت اين دو را مي توان چنين خلاصه كرد:
1) كارآفرين، يك شغل را ايجاد مي كند، در حالي كه اشتغالزا براي شغل ايجاد شده، جذب نيرو و تكميل ظرفيت مي كند.
2) كارآفريني بيشتر مربوط به بخش خصوصي است، اما اشتغالزايي در بخش دولتي هم مي تواند صورت پذيرد. چرا كه شاخصه اصلي كارآفرين پذيرش ريسك و تامين سرمايه به اميد منفعت زياد است. در حالي كه در مشاغل دولتي سرمايه گذاري و ريسك مشاغل لزوماً درآمد و منافع سرشاري براي مدير نخواهد داشت. دولت بيشتر مي تواند مشوق و زمينه ساز كارآفريني باشد.
3) كارآفريني، عرضه كالا يا خدمتي نوين از لحاظ زماني و مكاني است. در حالي كه اشتغالزايي لزوماً با نوآوري همراه نيست.
4) كارآفريني درك و بهره گيري از فرصتهاي حال يا آينده بازار به نفع خود و جامعه است، در حالي كه منافع اشتغالزايي ممكن است فقط متوجه جامعه باشد.
5) اشتغالزايي به توزيع ثروتهاي موجود كمك مي كند اما كارآفريني يك منبع ثروت جديد ايجاد(خلق ارزش) مي كند.
6) هنر كارآفرين گردآوري و در كنار هم قرار دادن مجموعه اي از منابع انساني و فيزيكي است كه ارزش مجموعه جديد نسبت به گذشته افزون شود. در حالي كه اشتغالزايي هميشه با بهره وري همراه نيست.
به‌همين جهت آقاي دكتر احمدپور دارياني براي رفع اين شبهه، واژه ارزش آفرين را به جاي كارآفرين پيشنهاد مي كند.

سرمايه دار
تفاوت كارآفرين با سرمايه دار در اين است كه سرمايه دار لزوماً موسس يا گرداننده يك فعاليت اقتصادي نيست. در حالي كه كارآفرين علاوه بر تامين سرمايه و ديگر منابع لازم و ادغام آنها با يكديگر، عهده دار مديريت آن نيز مي‌شود.

هنرمند و مخترع
كارآفرين لزوماً هنرمند و مخترع به معناي متداول آن نيست، اما بزرگترين هنر وي اختراع يك روش براي ايجاد ارزش اقتصادي جهت توسعه و بهره گيري از هنر يا ابتكار ديگران است.

كاسب (Small Business Owner)
بسياري از مردم دو عبارت كارآفرين و كاسب را مترادف مي دانند. هر چند اين دو مفهوم نقاط اشتراك زيادي دارند، اما تفاوتهاي معني داري نيز در اين دو مفهوم ديده مي شود كه به مواردي از آن اشاره مي‌شود.
1) تفاوت ميزان ثروت (ارزش آفرين) كارآفرين با كاسب:
كسبه سنتي درآمد معمول و متوسطي دارند، اما درآمد يك كارآفرين موفق بيش از حد انتظار است.
2) سرعت ثروت آفريني
ثروت كاسب معمولاً طي مدت زمان طولاني جمع آوري مي‌شود. اما كارآفرين موفق همين ثروت را طي مدت كوتاه (مثلاً 3 تا 5 سال) كسب مي كند.
3) ريسك
اقدامات كارآفرينان ريسك بالايي دارد. در حالي كه اقدامات كسبه معمولي چنين ريسكي را ندارد. با اين وجود اين افراد به خاطر اطمينان از سود قابل توجه آتي و امكان از دست رفتن فرصتهاي طلايي دست به خطر مي زنند. با اين همه كارآفرين را نمي توان يك مجنون خطرپذير دانست. هنر كارآفرين توام با تخمين ميزان مخاطره فعاليتها و دست زدن به ريسك هاي ارزشمند، عقلائي و محاسبه شده است.
4) نوآوري
معمولاً قوه خلاقه يك كارآفرين در نوآوري بسيار فراتر از يك كسبه معمولي است و همين قوه خلاقه است كه قدرت ثروت آفريني (خلق ارزش) را در وي نسبت به كسبه معمولي فزوني مي دهد. قوه خلاقه كارآفرين مي تواند در توليد كالا، ارائه خدمت و يا فرايندها بروز نمايد.
سه موج در پيش راندن كارآفريني
تا دهه 1980 سه موج وسيع، كارآفريني را به جلو هدايت كرده است.

موج اول
انفجار عمومي مطالعه و تحقيق در قالب انتشار كتابهاي زندگي كارآفرينان و تاريخچه شركتهاي آنها، چگونگي ايجاد كسب وكار شخصي و شيوه هاي سريع خلق ثروت كه از اواسط دهه 1950 شروع شد.

موج دوم
اين موج شامل ارائه رشته هاي آموزش كارآفريني در حوزه هاي مهندسي و بازرگاني است كه از دهه 1960 به‌پا شد.

موج سوم
اين موج شامل افزايش علاقه‌مندي دولتها به تحقيقات وسيعتر در زمينه كارآفريني و بنگاههاي كوچك، نشر آموزشها به شاخه‌هاي ديگر علوم اقتصادي، روانشـناسي و مديريتي، تشويق رشد شركتهاي كوچك و انجام تحقيقات در خصوص نوآوريهاي صنعتي است كه از اوائل دهه 1980 آغاز شد.

نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 86/01/19 ساعت 12:37 | لینک ثابت |

مدل‌سازي فرايندها
در مهندسي مجدد

امير البدوي، مريم رمضاني، رضا محمدي
r.mohammadi@modares.ac.ir

چكيده

شيوه‌هاي نمايش و تحليل فرايندها که روشهاي مدل‌سازي فر‌ايندهاي كسب و كار (BPM=Business Process Modeling) خوانده مي‌شوند، از مهم‌ترين عوامل موثر در موفقيت يک پروژه مهندسي مجدد فرايندهاي كسب و كار هستند. مدل‌سازي فرايندها فعاليتي است كه توسط تحليل‌گران فرايندها و به منظور استخراج فرايندهاي موجود و نمايش فرايندهاي جديد در تمام متدولوژي‌ها و استراتژي‌هاي مهندسي مجدد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در چنين فعاليتي تحليل‌گران از ابزارهاي مدل‌سازي براي مدل كردن وضعيت فعلي و وضعيت آينده سازمان استفاده مي‌كنند. در اين مقاله به معرفي، و مقايسه روشهاي معمول مدل‌سازي فرايندهاي كسب و كار شامل IDEF0، IDEF1، IDEF1X، RAD، REAL، مدل‌سازي پويا، مدل‌سازي شئ‌گرا، AI و MAIS، و همچنين نحوه نمايش، مراحل مدل‌سازي، مزايا و معايب هر يک ‌پرداخته مي‌شود.


ادامه مطلب را اینجا بخوانید
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 86/01/08 ساعت 14:54 | لینک ثابت |