ضمن تشکر از افرادی که با نظرات و مطالب خود ما را در پربار نمودن وبلاگ یاری نمودند یکساله شدن وبلاگ را به همه دانش آموختگان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی کشور تبریک می گوئیم.
بازانگاري
در مفاهيم كليدي مديريت
مريم مظاهري
ا شاره
همايش «بازانگاري مديريت» که در آذرماه سالجاري با همکاري مشترک سازمان مديريت صنعتي و موسسه مديريت فرا برگزار شد، فرصت مناسبي را براي مرور مفاهيم مديريت با توجه به الزامات محيط کنوني فراهم آورد. در اين همايش دو روزه روند آتي دنياي کسبو کار در محورهاي هفتگانه مورد بررسي قرار گرفت. اين محورها عبارت بودند از: محور بازار، محور عمليات، محور رهبري و استراتژي، محور پول و سرمايه، محور سرمايههاي انساني، محور دانش و يادگيري و محور فناوري اطلاعات و ارتباطات.
در شماره گذشته تدبير، بخشي از مطالب ارائه شده در هر يک از اين محورها، تقديم خوانندگان شد؛ باتوجه به اهميت اين همايش، بخش ديگري از مهمترين سخنرانيهاي ارائه شده در اين شماره در ادامه تقديم ميشود.
بازانگاري در محور رهبري و استراتژي
آيا يک رويکرد موفق نياز به بازنگري دارد؟
چرا رويکرد مديران بايد مورد بازنگري قرار گيرد؟
تحولات محيطي چه نقشي در موفقيت يا عدم موفقيت افراد و سازمانها ايفا ميکند؟
...
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
گروه انديشي
حميد شجاعي
ha_shojai@yahoo.com
گروه انديشي(Groupthink ) اصطلاحي است که اولين بار بهوسيله روانشناس اجتماعي «ايروينگ جانيز» در سال 1972 مورد استفاد قرار گرفت و در مواقعي اتفاق مي افتد که يک گروه در تصميم گيري دچار اشتباه مي شود ، زيرا فشارهاي اعضاي گروه سبب نبود امکان بهکارگيري کارايي مغز، قدرت آزمون واقعيتها و داوري اخلاقي ميشود. گروههايي که دچار گروه انديشي هستند ، بديلها را ناديده مي گيرند و تمايل به انجام اعمال نامعقولي دارند که تأثير غير انساني بر ساير گروهها باقي مي گذارد. گروه، زماني مستعد گروه انديشي است که اعضا داراي وجوه و علايق مشترک بوده و نسبت به نظرات افراد خارج از گروه بي تفاوت باشند و هيچ قاعده و قانوني در تصميم گيري وجود نداشته باشد.
نشانه هاي گروه انديشي
در گروههايي که به معضل گروه انديشي دچار هستند هشت نشانه قابل تشخيص وجود دارد.
_ اولين نشانه فشار درون گروهي است. دراين حالت فشارگروهي براي رسيدن به اتفاق در تصميم گيري شديد است و براي ايجاد همسازي مستقيماً بر اعضاء فشار وارد مي آيد. معمولاً فشار درون گروهي براي دستيابي به توافق همگاني به منظور کسب مطلوبيت بيشتر نسبت به زمان عدم توافق است. به طور قطع در گروه انديشي عدم سازگاري غير قابل پذيرش است و حتي ممکن است به منظور فرو نشاندن نظرات اعضاي مخالف اقدامات تهاجمي نيز به کار گرفته شود.
_ از ديگر نشانه هاي گروه انديشي خودسانسوري اعضا است. خود سانسوري باعث مي شود كه اعضاي گروه از بيان ترديدها و عدم اطمينانهايي که نسبت به اقدامات گروه دارند ، خودداري ورزند . بنابراين وقتي اعضا نظرات و عقايدشان را سانسور كنند تصميمات گروهي در ظاهر به صورت اجماعي و توافق عمومي به نظر مي آيد هر چند که در عمل برخي اعضا مخالف آن باشند.
_ همچنين مراقب فکر مي تواند بهعنوان سومين نشانه گروه انديشي تلقي شود . مراقب فکر يکي از اعضا گروه است که در تلاش است تا عقيده حاکم بر گروه را حفظ و مانع از ورود هرگونه اطلاعاتي به درون گروه شود که مي تواند باعث شک و ترديد در بين اعضا شود. فرد مراقب فکر مسئوليت حفاظت از ديگر اعضاي گروه در برابر اطلاعات مناقشه آميزي را بر عهده ميگيرد که ممکن است موجب ايجاد شکاف در يکدستي گروه شود. بنابراين درصورتيکه فرد محافظ تفکر ، هرگونه اطلاعات منفي خارج از گروه دريافت كند ، هرگز آن را به درون گروه مخابره نمي کند. بهعلاوه مراقب فکر بر اعضاي مخالف اعمال فشار مي كند تا در نهايت آنها را محبور به سکوت کند. محافظ فکر ممکن است استراتژيهاي متنوع و متفاوتي را جهت متقاعد کردن و تغيير عقيده اعضاي مخالف بهکار گيرد. يکي از اين استراتژيها مجاب کردن فرد مخالف با اين توجيه است که اگر اعضا توافق جمعي نداشته باشند گروه ممکن است متلاشي شود. هدف فرد مراقب فکر جلوگيري از بروز هرگونه سوالي درباره ماهيت تصميمات گروه است که ممکن است براي برخي اعضا پيش آيد.
_ چهارمين نشانه گروه انديشي ظهور وحدت نظر است. وقتي اعضاي مخالف دچار سانسور عقيده شوند، ديگر اعضاي گروه شاهد ظهور يک اتفاق نظرمي شوند. بنابر اين حتي اگر برخي از اعضا مخالف اقدامات گروه باشند، از آنجاييکه مخالفتشان را بروز نمي دهند تا سايرين از آن مطلع شوند، در نتيجه چنين فرض مي شود که کليه اعضا با موقعيت گروه همراه هستند.
_ دام آسيب ناپذيري يکي ديگر از نشانه هاي گروه انديشي است. در گروهي که صداي هيچ مخالفي بر نميخيزد ممکن است اين تصور براي اعضا پيش آيد که گروهشان عملکرد خوبي دارد. اعضاي گروه بينهايت نسبت به خود و توان تصميم گيري گروه اطمينان دارند. و اين اطمينان بيش از حد به قدرت تصميم گيري گروه، اعضا را به اين توهم دچار مي سازد که در برابر هر مانعي آسيب ناپذير هستند تا جاييکه از هرگونه فکر تحليلي و روشن، چشم پوشي مي کنند.
_ ششمين نشانه گروه انديشي دام اخلاقي است، به طوريکه اعضاي شرکت کننده در فرايند تصميم گيري گروهي پايبندي به اصول اخلاقي فردي خود را از دست ميدهند. بهعلاوه باور به اخلاق حاکم بر گروه بر هرگونه برداشت شخصي از خوب يا بد غالب مي شود. بنابراين گروههايي که در داوري دچار خطاهاي عظيم مي شوند به قالب بندي موضوعات روي مي آورند.
_ برداشت مغرضانه نسبت به گروه خارجي از ديگر نشانه هاي گروه انديشي است . اعضاي گروه به شدت منسجم، هر عضوي غير از اعضاي خود را خارجي تلقي ميكنند و در اثر علاقمندي درون گروهي تصوري کليشهاي براي آنها از غريبه ها به وجود ميآيد.
_ همچنين استراتژيهاي تصميم گيري معيوب از گروه انديشي برمي خيزد . معمولاً در بيشتر مواقع، تصميماتي که در شرايط گروه انديشي گرفته مي شود تصميماتي نادرست از کار در مي آيند. تصميمات ضعيفي که با موقعيت گروه انديشي همراه مي شود، يکي از پيامدهاي استراتژيهاي تصميم گيري معيوب است . يکي از اجزاي متعارف استراتژي ناقص ، احتمال اقدام براساس مباحث گروه است . اينگونه تصميمات معمولا در شرايطي اتخاذ مي شود که گروه بررسي ناقصي از گزينههاي پيش روي، به عمل مي آورد . از ديگر استراتژيهاي ناقصي که در شرايط گروهانديشي پديدار مي شود، حذف آگاهانه اطلاعاتي است که ممکن است نقاط ضعف طرح را بر ملا کند و در عوض اعضاي گروه تنها بر آن دسته از اطلاعاتي تکيه مي كنند که اقداماتشان را تأييد كند. از اينرو ارزيابي غيردقيقي از وضعيت به عمل مي آورند و برداشت گروه از موضوع را چنان تغيير جهت مي دهند که بيشتر معطوف به توافق جمعي بر روي اقدامات گروه شود. درنهايت استراتژي تصميم گيري معيوب، هنگامي رخ مي دهد که گروه در جمع آوري و استفاده موثر از کليه داده هاي مرتبط با موضوع تصميم قصور ورزد و باعث از دست رفتن ديد واقعي و همه جانبه نگر گروه نسبت به موضوع شود.
چرا گروه انديشي؟
عواملي که مي تواند باعث گروه انديشي شود عبارت است از بههم پيوستگي گروهي، انزوا و فاصله گرفتن گروه از جامعه، نحوه رهبري و استرس تصميم گيري .
سطح بالاي انسجام گروه، سطح اختلاف عقيده کلامي گروه را به علت فشار درون گروهي – جهت همسازي – به شدت مي كاهد. بهعلاوه اين انسجام سطح بالا، موجب خود سانسوري و ظهور وحدت نظر در گروه مي شود. به طور معمول ، ميزاني از اختلاف عقيده جهت دستيابي به تصميم مناسب در گروه لازم است، زيرا تصميم از جوانب مختلفي مورد بررسي قرار مي گيرد. درحالي كه درصورت وجود نداشتن اختلاف نظر ساير بديلها هرگز در نظر گرفته نمي شود.
يکي ديگر از دلايل گروه انديشي انزوا و فاصله گيري گروه از جامعه است. غالباً در شرايط انزواي گروهي، محرمانه ماندن تصميمات و يا اعمال صورت گرفته بسيار مهم است و بيانگر اينکه نبايد هيچ گونه نظر و يا عقيده خارج از گروه در فرايند تصميمگيري دخالت داده شود. در اين شرايط تصميم گيري، گروه به عزم راسخي ميرسد و آن را بدون هر گونه تبادل نظر با منابع خارجي به کار مي بندد.
همچنين نحوه رهبري گروه نيز ميتواند منجر به گروه انديشي شود. هر گاه رهبر کنترل شديدي بر گروه اعمال كند، اين کنترل مي تواند باعث به وجود آمدن محيطي شود که در آن هيچ يک از اعضا نظرشان را بيان نکنند و اگر رهبري آمرانه و غير منعطف باشد، معمولا کنترل شديدي بر مباحث گروه اعمال مي شود و از طريق ايجاد رعب و وحشت هر گونه نظر مخالفي فرو نشانده ميشود و يا حتي بهطور ساده تر اجازه ابراز مخالفت به اعضاي مخالف داده نمي شود.
از ديگر دلايل گروه انديشي ترس از تصميم گيري است. وقتي گروه مجبور به اتخاذ تصميم مهمي باشد ، يک مقداري از عدم اطمينان و نا امني بر دوش اعضا ميافتد. غالباً اعضاي گروه بدون اينکه خود نيز آگاه باشند در تلاش خواهند بود تا حد ممکن استرس تصميم گيري را بكاهند. اين استرس و تشويش زماني کاهش مي يابد که تصميم به سرعت و با کمترين مخالفت اتخاذ شود و در آنصورت گروه به سادگي مي تواند تصميم را عقلايي جلوه دهد. زيرا با کمترين مخالفت در بين اعضاي گروه مواجه شده است.
علاج گروه انديشي
متخصصان تصميم گيري بر اين اعتقاد هستند که اگر برخي از اقدامات زير به کار گرفته شود مي توان از گروهانديشي جلوگيري کرد :
-1 رهبر بايد نقش ارزياب انتقادي را به هر کدام از اعضاي واگذار کند. مدير در گروههاي تصميم گيري مي بايست اعضا را به ارزيابي دقيق نظرات ، نگرش نقادانه به مسائل و آزاد انديشي و استقلال فکري ترغيب و تشويق کند . اعضا بايد احساس آزادي و اطمينان کرده و بتوانند به راحتي ترديدها و مخالفت هاي خود را ابراز کنند. مدير بايد ظرفيت پذيرش انتقاد نسبت به نظرات خود را داشته باشد و درعمل اين ظرفيت را اثبات کند.
-2 رهبر بايد از بيان ترجيحات و انتظارات خود در ابتداي جلسه خودداري كند.
-3 هريک از اعضاي گروه بايد به طور مرتب مباحث گروه را با يک همکاري مبتني بر اعتماد به بحث گذارند و بازخورد عکسالعمل همکاري را به گروه ارائه كنند.
-4 گروه تصميم گيري بايد موظف شود تا در هر جلسه از يک يا چند متخصص خارجي براي زير سوال بردن مباني تصميم گيري دعوت به عمل آورد، بهعلاوه متخصص خارجي بايد تشويق شود تا نظرات اعضا را به چالش بکشاند.
-5 حداقل بايد يک عضو زبان آور و با معلومات براي زير سوال بردن فرضيات و برنامه هاي گروه نقش مخالف بازي کند. اين عضو ( اعضا) بايد موظف شود که در نقش مخالف تصميم گروه با اعضا به مقابله برخيزد و تمامي دلايل و شواهدي را که عليه نظر گروهي است ارائه كند و درصورتي که واقعاً نظر گروه بهتر نيست بي اعتباري آن را نشان دهد . عضو (اعضا) مذکور بايد از قدرت تحليل کافي و توانايي سخنوري برخوردار باشد و بتواند مانند يک وکيل مدافع قابل، از نظر خود دفاع و نظرات مخالف را رد كند.
-6 مدير بايد مطمئن شود که زمان کافي جهت بررسي سيگنالهاي هشدار دهنده اي که از ناحيه رقبا، گروههاي با نفوذ، احزاب و ... مخابره مي شود را دارد.
منابع و مآخذ
1 - تسليمي، محمد سعيد، تحليل فرايندي خط مشي گذاري و تصميم گيري، انتشارات سمت، چاپ اول، تهران 1378
2 - الواني، سيدمهدي، مجموعه مقالات سمينار بررسي مسائل اداري ايران به كوشش ابوالحسن فقيه، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي 1372
3 - اليورت ارونسون، روانشناسي اجتماعي، ترجمه حسين شکرکن، انتشارات رشد، تهران 1382
بقيه منابع اين مطلب در دفتر نشريه موجود است.
_ حميد شجاعي: كارشناس ارشد مديريت دولتي و رئيس اداره پژوهش سازمان ثبت و احوال
نظام باز پرداخت DRG
مقدمه:
درمان و هزينه هاي مراقبت از بيمار مسئله اي است كه سالها مورد توجه و حساسيت زيادي از نظر نحوه مراقبت بيمار و اقتصاد بهداشت و درمان كشورها بوده است.
از معايب نظام تعيين هزينه موجود اين است كه ناگزير بايد هزينه خدمات را ريز درآورد و پس از جمع آوري آن، ميزان باز پرداخت را حساب كرد و با كمك نظام DRG ( گروههاي تشخيص وابسته) موسسات درماني مي توانند اطلاعات كاملتري را در زمينه نتايج درمان با هزينه هاي درمان و امكان توسعه و مراكز خود كسب كنند. ظهور نظام DRG باعث بهبود عملكرد مالي و اقتصادي موسسات و همكاري آنها جهت نحقق طرفهاي بيمه درماني مي گردد. به علاوه DRG روشي است تا انگيزه ارائه مراقبتهاي درماني با كيفيت برتر را در مراكز بهداشتي و درماني به خصوص در بيمارستانها به نحو احسن فراهم آورد. روشي كه در نهايت به تنشهاي روز افزون موجود بين مراكز بهداشتي و درماني، كارگزاران مراقبتهاي پزشكي و بيماران به ويژه عدم آنها به نحو چشم گيري پايان مي بخشد.
اهميت كاربرد يك نظام پرداخت كارآمد:
نياز به امنيت در ابعاد مختلف بويژه اقتصادي يكي از حياتي ترين نيازهاي بشر است.
دريافت پول براي مراقبتهاي بهداشتي به يكي از مهمترين جنبه هاي پيچيده نظام ارائه خدمات بهداشتي است. با توجه به طرح اجراي بيمه همگاني در ايران و انجام دقت در ثبت خدمات انجام شده براي بيمار در بيمارستان جهت باز پرداخت هزينه هاي انجام شده به بيمارستان و در نهايت به بيمار توسط سازمانهاي مختلف بيمه گر و يكسان نبودن روشهاي برآورد هزينه در بيمارستانها و همچنين عدم اتحاد يك روش صحيح جهت مرور كيفيت پرونده ها و صحت خدمات ارائه شده از قبيل كنترل عفونتهاي بيمارستاني، داروهاي اضافي، پذيرش غير ضروري و كنترل طول مدت بستري و ... وجود نظامي براي انجام و كنترل اين امر ضروري است.
اهميت كاربرد يك نظام پرداخت كارآمد از نظر اقتصادي را براي گروههاي مختلف در جامعه به شرح زير مي توان خلاصه كرد:
1 ـ توانايي پرداخت توسط مردم 2 ـ تامين هزينه ها و مخارج بيمارستان توسط بيمارستان
3 ـ برآورد هزينه هاي خدمات درماني توسط دولت و دولتمردان. 5 ـ رسيدگي به اسناد پزشكي از نظر تعيين ميزان باز پرداخت هزينه توسط مسئولان بيمه كشور. 5 ـ دريافت حق العلاج توسط پزشك
نظام پرداخت هزينه هاي درماني در ايران
در حال حاضر كليه ي بيمارستانهاي وابسته جهت باز پرداخت هزينه از نظام كارانه استفاده مي نمايند. در نظام كارانه (free- for- service) كليه ي خدمات ارائه شده ثبت شده و هزينه هر يك از خدمات براي تعرفه تعيين شده به شخص حقيقي يا حقوقي طرف قرارداد پرداخت مي شود.
DRG:
DRG طرح طبقه بندي بيماران بستري است، طبقه بندي بيماراني كه از نظر تشخيص و درمان پزشكي مرتبط هستند و از نظر آماري طول مدت اقامت يكسان يا مشابه دارند. DRG براساس ميزانهاي مشابه در مصرف منابع بيمارستاني و براساس طول مدت اقامت و هزينه محاسبه شده، به طور آماري بيماران را در يك گروه سازگار كرده است.
DRG نوعي طبقه بندي است تا تمام بيماراني را كه داراي هزينه بيمارستاني يكسان مي باشند در يك گروه قرار دهند. DRG از سوي اداره ي مالي مراقبت بهداشتي آمريكا (HCFA) به عنوان واحد اصل پرداخت مديكير (Medicare) از سال (1983) مورد استفاده قرار گرفت.
هيات پزشكان كليه تشخيصهاي اصلي احتمالي را به 25 طبقه تشخيص اصلي طبي و جراحي تقسيم كرده است كه طبقات تشخيص اصلي MDC ناميده مي شوند.
هر يك از گروههاي طبقه بندي تشخيص وابسته با توجه به موارد زير مشخص مي گردد:
1ـ تعيين دقيق و درست كد ICD با توجه به تشخيص صحيح و مناسب در دوره ي درمان و اقدامات انجام شده در طي مراقبت از بيمار 2 ـ سن بيمار 3ـ جنس بيمار 4ـ وضعيت بيمار در هنگام ترخيص
تفاوت در باز پرداخت DRG و هزينه هاي متحمل شده توسط بيماران در درمان بيماري تحت عنوان درآمد غير حقيقي شناخته شده است قبل از اينكه بيمارستان بتواند صورتحساب خدمات ارائه شده به بيماران بيمه شده مديكير را تهيه كند، پزشك بايد اظهار نامه اي را كه عبارت از شرح تشخيصها و اقدامات دروني است امضا كند. در واقع اظهار نامه اي براي هر دوره از درمان تهيه مي شود.
بيمارستان مبلغ ثابتي را دريافت مي كند كه نشانگر مبلغ تعيين شده براساس گروه تشخيص وابسته DRG است. در صورتي كه بيمار مرخص شده هزينه كمتري از مبلغ محاسبه شده ي DRG داشته باشد، بيمارستان مي تواند مابه التفاوت را به عنوان سود ذخيره كند و برعكس چنانچه هزينه بيمار مرخص شده از بيمارستان بيشتر از مبلغ DRG باشد بيمارستان مجبور است خسارت وارده را متحمل شود. ممكن است بعضي از بيمارستانها جهت بيماران ترخيص شده خود از هيچ نوع مدارك پزشكي به منظور كد گذاري استفاده نكنند. اين عمل نادرست منجر به افزايش درآمد بيمه مديكير مي شود. با توجه به پژوهشهاي انجام شده در اين زمينه، چنين اشتباهاتي در عدم كد گذاري استفاده نكنند. اين عمل نادرست منجر به افزايش درآمد بيمه مديكير مي شود. با توجه به پژوهشهاي انجام شده در اين زمينه، چنين اشتباهاتي در عدم كد گذاري صحيح در گروههاي تشخيصي وابسته، خسارات قابل توجهي به بيمارستان وارد مي آورد. در مرحله ترخيص بيمار از بيمارستان ابتدا پزشك هر گونه روشهاي تشخيصي در مراقبتهاي پزشكي از بيماران بستري را تعيين نمود، آنها را روي فرم يا نسخه مخصوص پزشكان مي نويسند، سپس بخش مدارك پزشكي بيمارستان اين تكنيكها و روشهاي تشخيصي را كه توسط پزشكان تشريح شده است، به كد (ICD) تبديل مي كند.
بخش حسابداري بيمارستان صورتحسابي را تهيه مي نمايد كه در آن كدهاي (ICD) و اطلاعات هويتي بيمار را فهرست بندي مي كند. سپس كارگزاران مالي صورتحساب يا فهرست مورد نظر را دريافت نمود، از لحاظ خوانا بودن و نوع مراقبتهاي مطلوب از بيماران مورد بررسي قرار مي دهند و كدهاي ICD را به DRG اصلي گروه بندي مي كنند. كدهاي كاربردي مديكير را مرتب مي كند و سپس هزينه نسبي (Relative weight) مشابه را براساس فاكتورهاي مختص بيمارستان به دلار تبديل مي كنند و مبلغ تعيين شده را به بيمارستان پرداخت مي نمايند.
گروههاي وابسته (MDC):
گروهها شامل تشخيص هايي مي شوند كه از نظر پزشكي شبيه يا مربوط به هم هستند و يا تقريبا از يك نوع منابع مصرف شده استفاده كرده اند. در حال حاضر 25 گروه تشخيص اصلي 492 و DRG وجود دارد. در غالب موارد بيشتر MDC ها طوري هستند كه به DRG جراحي و پزشكي تقسيم مي شوند DRG هاي پزشكي معمولا براساس تشخيصها و سن قابل تمايز مي باشند. بعضي از DRG هاي جراحي و پزشكي بيشتر براساس وجود يا عدم وجود عوارض بيماريهاي همراه از يك ديگر تفكيك مي گردند كه تحت عنوان عوارض يا بيماريهاي همراه C.C شناخته شده اند.
عوارض و بيماريهاي همراه(CC):
يك فهرست استاندارد تشخيصي كه شامل عوارض و بيماريهاي همراه مي باشند، در اين گروهبندي وجود دارد كه يك نوع عارضه مشخص كننده (Complication) با يك وضعيت يا عارضه ي ثانوي است كه طي مدت زمان بستري براي بيمار به وجود آمده است. بيماري همراه با يك ناخوشي ثانوي (comorbidity) به عنوان يك تشخيص ثانوي از وضعيتي به شمار مي آيد كه در زمان پذيرش بيمار وجود داشته است.
فرآيند كد گذاري مجموعه اي از مراحل تعاملي است كه با جمع آوري اطلاعات از بيمار به صورت مدارك پزشكي، هنگامي كه در بيمارستان تحت درمان است، آغاز مي شود و با تعيين يك DRG براي باز پرداخت خاتمه مي يابد. تخصيص گروه معمولا در بخش مدارك پزشك انجام مي شود. فرايند كد گذاري را مي توان مركب از 5 مرحله دانست كه مستلزم تعامل بين پزشك و كد گذار جهت يك كد تشخيصي مناسب با طبقه بندي بين المللي بيماريها ICD و رهنمودهاي DRG ي HCFA مي باشد.
در نخستين مرحله از روند كد گذاري، اطلاعات باليني بيمار در يك پرونده پزشكي جمع آوري مي شود. در مرحله دوم پزشك از اطلاعات موجود جهت تشخيص استفاده مي كند. در مرحله سوم، كد گذار يك كد ICD براي تشخيص اختصاص مي دهد. اغلب وظيفه كد گذار اين است كه تضمين مي نمايد در پرونده پزشكي مدارك كافي جهت تاييد تشخيص وجود دارد. در مرحله چهارم، روند انتخاب تشخيصي است كه عامل اصلي پذيرش بيمار در بيمارستان بوده است. مرحله ي منتج شده ممكن است مستلزم تبادل اطلاعات بين كد گذار و پزشك و مدارك پشتيبان از پرونده پزشكي باشد. توالي تشخيصها نيز بايد با پروتكلهاي كد گذار رايج ICD باشد. فرايند دسته بندي DRG مطابق رهنمودهاي HCFA صورت گيرد. اين مرحله نهايي مستلزم كمترين تعادل و تصميم گيري از جنب كد گذار است و اما ممكن است در آن خطاي مربوط به داده ها وجود داشته باشد در حالي كه پزشك عملا به تشخيص مي پردازد. كد گذاري تشخيص و روند كار، توالي و تعيين DRG حاصل وظيفه عمده كد گذار مي باشد. مسئوليت اصلي تعيين كيفيت تشخيص و شيوه كد گذاري و انتخاب DRG بر عهده كد گذار مي باشد.
بويدژيان و شپين:
يكي از شيوه هاي ممكن جهت اقدامات مربوط به حمايت از سلامت مردم در كشورها مي تواند توسعه بيمه درماني باشد. اين نظام شامل اقدامات درماني و پيشگيري است كه از طريق پرداخت حق بيمه توسط شهروندان و نيز كارفرمايان، كاركنان و كمك هزينه هاي دولت تحقق مي يابد.
تجربه هاي بين المللي بيمه درماني حاكي از آن است كه در حال حاضر اصل موجود در زمينه تقسيم بيماريها براساس تشخيص اوليه ما بوده، و ديگر نيازي به استفاده از منابع مصرف شده نخواهد بود و دقيقا به برآورد مناسب نتيجه عملكرد بيمارستان نيز منتهي نمي شود.
با كمك نظام DRG موسسات درماني مي توانند اطلاعات كاملتري را در زمينه نتايج درمان، هزينه هاي درمان و احتمال افزايش هزينه كسب نمايند. ايجاد نظام DRG باعث بهبود عملكرد مالي و اقتصادي موسسات و همكاري آنها جهت تحقق طرحهاي بيمه درماني مي گردد.
مراحل محاسبه ي هزينه درماني در نظام DRG:
براي محاسبه هزينه درماني مراحل زير در نظام DRG استفاده مي شود:
1 ـ بررسي پرونده پزشكي براي تعيين تشخيص اصلي
2 ـ مراجعه به يكي از طبقات تشخيص عمده براساس تشخيص اصلي
3 ـ تقسيم بندي براساس اينكه بيمار تحت عمل جراحي قرار گرفته يا خير
4 ـ تقسيم بندي براساس وجود بيماري جانبي (comorbiding) و عوارض (complication) .
5 ـ با توجه به سن، جنس، وضعيت ترخيص بيمار در صورت لزوم
6 ـ تعيين كد DRG از ميان كدهاي آن طبقه
7 ـ تعيين K ضريب ارزشي نسبي (Ralative weight) كه در مقابل كد DRG ثبت شده است
8 ـ ضرب كردن ضريب ارز نسبي در درجه بيمارستان حاصلضرب به دست آمده صورتحساب بيمار خواهد بود.
DRG نظامي است كه فقط در مورد مدت زمان بستري و خدمات مربوط به آن بيماري، هزينه را پرداخت مي كند. چنانچه هزينه به علت طول مدت بستري بيشتر يا عفونت بيماري افزايش يابد اين مقدار هزينه اضافي توسط بيمار يا مراكز بيمه پرداخت نخواهد شد.
مشكلات موجود در اجراي نظام DRG:
1ـ كاهش درآمد بيمارستان 2ـ افزايش درمانهاي سرپايي 3 ـ خطا در كد گذاري و تعيين كد DRG 4 ـ افزايش گزارشهاي اشتباه و به موقع ارسال نشدن آنها 5 ـ عدم درك صحيح كاركنان پزشكي نسبت به اهميت ثبت اطلاعات دقيق بر روي پرونده بيمار
راه هاي حل:
1 ـ مرور كدهاي DRG در پرونده ي بيمار مرخص شده 2ـ برطرف كردن مشكلات در زمينه كمبود كاركنان كد گذاري و رايانه هاي لازم 3 ـ استفاده از مرور كنندگان خارج از بيمارستان و كمك گرفتن از شركتهاي تجاري 4ـ تعويض كاركنان كد گذاري و كاركنان پزشكي و جايگزيني افراد جديد 5 ـ كنترل و نظارت دقيق توسط مديران و مسئولان
شرايط عدم اطمينان و هزينه بيمارستان
نقش وضعيت عدم اطمينان نسبت به مقدار تقاضا در فراهم آوردن خدمات مناسب پزشكي به ويژه با گسترش بيمه هاي درماني و افزايش تقاضا براي خدمات پزشكي ، به عبارت ديگر برابري عرضه خدمات پزشكي با تقاضاي آن در سالهاي اخير بيشتر مورد توجه علمي و نظري قرار گرفته است. از آنجايي كه تقاضا براي خدمات بيمارستاني را از آمار مربوط به آن مي توان تعيين نمود، برنامه ريزان امور بهداشت و درمان و بيمارستانها در شرايط عدم اطمينان نسبت به مقدار تقاضا بايد تصميم گيري درستي به عمل آورند.
افزايش سريع هزينه هاي بيمارستاني يا به طور كلي بهداشت و درمان در سالهاي اخير انگيزه اي را جهت تحقيق و بررسي براي كارشناسان اقتصاد پزشكي فراهم آورده است تا با بكار بردن چه روشهايی صنعت بيمارستان يا به طور كلي بهداشت و درمان مي تواند كارايي خود را افزايش دهد. يك بعد مهم اين تحقيق، موضوع و مشكل عدم استفاده كامل از ظرفيت بيمارستان است كه معمولا توسط درصد آمار پر بودن تختهاي بيمارستان توسط بيماران اندازه گيري مي شود.
منابع:
1 ـ ناهيد السادات مدرسي(1375)، بررسي مقايسه اي نگرش مديران بيمارستان هاي آموزشي ـ عمومي و مسئولان اسناد پزشكي شهر تهران نسبت به طبقه بندي گروههاي تشخيص وابسته DRGS
2 ـ كشتكار، مريم (1375)، دولت و سياستهاي بهداشت و درمان، تازه هاي اقتصاد
3. Gastren Region (1995) Medicairecord association.
4. http: // www. Ramen. Com/ sy/ md dricgol. Html
5. http:// www. Rmis. Com/ sd/ mchea. Html
تهیه کننده: محترم جعفری
دانشجوی کارشناسی مدیریت خدمات درمانی، ترم 2 یزد
تلخیص از نشریه سازمان بیمه خ درمانی
اصلاح نظام سلامت در جمهوري اسلامي ايران
در كشور ما جريان اصلاح نظام سلامت از حدود سه سال پيش يا گرفته است. هدف اصلاح نظام سلامت در ايران دست زدن به سلسله اي از تغييرهاي هدفمند مستمر براي بهبود كارايي، برقراري عدالت در برخورداري مردم از خدمات بهداشتي درمان، محافظت مردم در برابر مخاطرات مالي ناشي از بيماريها، تامين مالي پايدار و اصلاح نظام پرداختهاست. در زير چتر اصلاح نظام سلامت دست كم اين كارها صورت گرفته است:
1 ـ معرفي و جلب حمايت سياسي:
همگام با نظريه پردازي و چهارچوب بندي آنچه مي توان از اصلاح نظام سلامت در كشورمان اراده كرده تلاش شده است تا نظر سياستگذاران، برنامه ريزان و تصميم گيران طراز اول كشور بدني مهم جلب شود. تشكيل شوراي عالي سلامت و اصلاحات كه با رياست رئيس جمهور اداره مي شود، راه اندازي شوراهاي متناظر در استانها كه مسئولت آنها را استاندار بر عهده دارد، طرح موضوع با صاحبنظران علمي، دانشگاهي و سازمانهاي غير دولتي كه هر يك ممكن است در زمينه ي خاص تجربه داشته باشند از جمله اقدامهاي ياد كردني در معرفي و جلب حمايت سياسي بوده است.
2 ـ ظرفيت سازي:
در سه سال گذشته بسياري از مديران كشور از وزارت بهداشت، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، سازمانهاي بيمه گر، نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلمي، دانشگاهها و انجمن صنفي در دوره هاي آموزش داخل يا خارج كشور شركت كرده اند تا ذهن آنها به ياري اصلاحات شتابد و زباني مشترك پديد آيد.
3 ـ غني سازي منابع داده اي:
در سه سال گذشته، منابع مالي ناچيزي كه در اختيار اصلاح نظام سلامت قرار داشت صرف فراهم ساختن اطلاعاتي شده است كه بسياري از آنها هرگز در عرف جمع آوري داده هاي عرصه ي سلامت جايي نداشت: از آن جمله است تدوين حسابهاي ملي و استاني سلامت، براي آنكه گردش پول در عرصه ي سلامت را نشان دهد؛ دست يافتن به شاخص سهم مالي مردم براي برخوردار شدن از سلامت، محاسبه ي بار بيماريها، براي آنكه در اولويت بندي برنامه ها و تخصيص منابع، مبنايي در دست باشد؛ مطالعه ي ميزان بهره مندي مردم از خدمات سلامت؛ بررسيهاي اوليه براي تدوين بسته خدمات؛ به صورتي متناسب با شرايط كشورمان، محاسبه نيروي انساني مورد نياز براي اجراي نظام ارجاع و استفاده از پزشكان خانواده؛ طراحي نظام پايش و ارزيابي فعاليتهاي سلامت؛ طراحي نظام پرداخت مناسب ؛ سازماندهي آنچه مي توان از عدم تمركز در شرايط كشورمان اراده كرد و ..
4 ـ نشر كتاب
در زمان كوتاهي كه از فعاليت اصلاح نظام سلامت مي گذرد صنايع بسيار با ارزش جهاني. از آن جمله گزارش سالهاي 2000و 2001،2002 سازمان جهاني بهداشت و مجموعه بسيار با ارزشي با مضمون راهنماي خانواده در شمارگان وسيع ترجمه، چاپ و منتشر شده است.
5 ـ تدوين آئين نامه نظام ارجاع و پزشك خانواده:
با استفاده از تجارب عيني و بر پايه ي يافته هاي منطقه اي و جهاني، سپردن بخش عمده ي از مسئوليت بهداشت و درمان جمعيتهاي محدود به پزشكان عمومي ـ كه پس از آموزشهاي خاص و در شرايطي معين پزشك خانواده نام مي گيرند ـ به عنوان شالوده ي دست زدن به اصلاح نظام سلامت انتخاب شده است.
آئين نامه نظام ارجاع و پزشك خانواده كه با كوشش مديران و صاحبنظران با تجربه فراهم آمده است قواعد و الزامهاي اجراي نظام ارجاع را در خود دارد.
6 ـ سازماندهي اجرايي و برنامه هاي آتي:
در حال حاضر سازمان اجرايي اصلاح نظام سلامت در واحد كشوري ( مركب از يك مدير و نمايندگان وزارت بهداشت، سازمانهاي مديريت و سازمانهاي بيمه گر و كميته هاي فني وابسته ) و واحدهاي استاني ( مركب از واحدهاي اجراي و كميته هاي مربوط) خلاصه مي شود.
اكنون واحدهاي كشوري و استاني خود را آماده مي كنند تا برنامه پر حجم خود را تمام و كمال به اجرا گذارند. كه شامل: راه اندازي مركز اسناد و مدارك اصلاح نظام سلامت، نهايي كردن بسته ي خدمات و اجراي نظام ارجاع، تجهيز واحدهاي پزشك خانواده، بررسي قوانين از منظر سازگاري با اجراي نظام ارجاع و حفظ حقوق مردم بويژه محرومان، اولويت بندي و ... كه جملگي با اتكاي به استانهاي پايلوت ( آذربايجان شرقي، بوشهر، چهار محل بختياري و خراسان) و مشاركت آنان صورت گيرد.
با اين موارد مي توان اميدوار بود كه بسترهاي لازم براي آغاز كار جدي و دشوار اصلاحات آماده باشد.
سخن پاياني
تعهدي تا بدين پايه سنگين براي كاري چنان سترگ مصداق اين بيت خواجه شيراز مي نمايد كه:
خيال حوصله بحر مي پزم هيهات چه هاست در سر اين محال انديش
اما نه:
اگر انجام چنين كاري عظيم ولي در خور شان و شوكت مردم اين كشور نيازمند:
ـ تمركز كامل اختيارات از سوي وزارتخانه هاي بهداشت، رفاه و تامين اجتماعي و سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور
ـ تامين مالي پايدار
ـ حمايت همه جانبه ساسي
ـ اعتناي به نتايج پژوهشها و شواهدها
ـ مشاركت ذينفعان
ـ ثبات بخشيدن به سياستهاي ناظر بر سلامت مردم و جامعه است.
كوشندگان راه اصلاح نظام سلات كه به دلايل متقن علمي عافيت كار جامعه را در گرو سلامت و سلامت را پشتوانه ي برخورداري از وجود نسلي خلاق و هوشمند مي بينند آرزويي جز اين ندارند خداي بزرگ ياري مان خواهد داد.
ـ برگرفته از مقاله ي آقاي دكتر حميد رضا جمشيدي در مجله ي بيمه همگاني خدمات درماني
شماره 27 . تير 84.
تهیه کننده: سراج الدین گری
دانشجوی کارشناسی مدیریت خدمات درمانی، ترم 2



