تبليغاتX
مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی
توجه!!!

به اطلاع می رساند:

آدرس ایمیل ارسال مطلب به وبلاگ به آدرس:

hsa_group@yahoo.com

تغییر یافت.

با تشکر

 health services administration group

نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/31 ساعت 9:55 | لینک ثابت |

بنام خدا

ضمن عرض سلام و تشکر از همه خوانندگان وبلاگ و همینطور عزیزانی که مطالب خود را بطور پیوسته به ما ارسال میکنند.

از آنجایی که حجم مطالب ارسالی بسیار زیاد و در موضوعات مختلف می باشد تصمیم گرفته شد تا این وبلاگ فقط مربوط به مطالب تخصصی بوده و سایر مطالب ارسال شده در موضوعات دیگر به وبلاگ << زنگ تفریح>> سپرده شود.  لذا از این به بعد هیچ محدودیتی در مطالب ارسالی نیست و از عزیزان خواهشمندیم که کماکان با وبلاگ در ارتباط باشند.

ضمنا عزیزانی که در چهارمین همایش سالیانه دانشجویان مدیریت مقاله آنها به هر نحو پذیرفته شده است خواهشمندیم خلاصه و یا اصل مقاله خود را جهت درج در وبلاگ برای ما ارسال کنند.

برای همگی آرزوی موفقیت داریم.

نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/27 ساعت 0:29 | لینک ثابت |
با تعارض در محیط کار چه کنیم؟!

اغلب شما حداقل چند بار تجربه ی تلخ تعارض با «همکار» خود را داشته اید. اگر نداشته اید خوش به حالتان! «تعارض» از چند منظر قابل بررسی است و من امروز از منظر روابط بین فردی به آن می پردازم.
تعارض بین همکاران معمولاْ اجتناب ناپذیر است. در این میان نقش مدیران فوق العاده تعیین کننده است. متأسفانه مدیران سازمان های ما به گونه ای رفتار می کنند که گویی تعارض بین همکاران حاصل نواقص شخصیتی آنهاست. آنها به افرادی که غالباْ درگیر تعارض با همکاران خود هستند لقب «مشکل آفرین» می دهند و تلاش می کنند به عنوان راه حل تعارض آنها را منتقل و اخراج کنند.
اگرچه به نظر می رسد برخی از افراد به دنبال ایجاد دردسر و فتنه اند ولی این امر درصد کوچکی از تعارضات سازمانی را تشکیل می دهد. تعارض قابل حل است و به بیان صحیح تر «قابل مدیریت» است. در نظریه های تعارض آنجا که سخن از نواقص شخصیتی است، چهار منشأ تعارض شناسایی شده است که این چهار مورد را به انضمام کانون های پیدایش هریک در جدول زیر ملاحظه می کنید:
منشأ تعارض
کانون های تعارض
تفاوت های فردی
پندارها و انتظارات
کمبود اطلاعاتی
اطلاعات نادرست
ناسازگاری نقش
هدف ها و مسئولیت ها
فشار محیطی
کمبود منابع و عدم اطمینان
واکنش افراد در هنگام تعارض های بین فردی در پنج مقوله جای می گیرد: توسل به زور، سازگاری، اجتناب کردن، سازش و در نهایت همکاری مبتنی بر اعتماد متقابل. این پنج رویکرد را در جدول زیر به انضمام منطق و پیامد هریک به طور مبسوط مشاهده می کنید:
 
رويكرد
هدف
موضع شما
منطق حمايتي
پيامد احتمالی
اجبار
به راه خود رفتن
من راه درست را می دانم. قضاوت و یا اقتدار مرا زیر سئوال نبريد
خطر ایجاد احساسات منفی در مورد دست کشیدن از موضوعی که به آن معتقدید، بهتر است
شما احساس حمایت  می کنید، ولی طرف دیگر احساس شکست و شاید هم احساس تحقیر شدن می کند.
اجتناب
پرهیز از تعارض
من در مورد موضوع بی طرفم. اجازه دهید که در مورد آن فکر کنم. مشکل در جای دیگر است
اختلاف نظر ذاتاً بد است، زیرا تنش ایجاد می کند.
مسایل بين فردی حل نمی شوند، سرخوردگی بلند مدت به شکل های مختلف بروز می کند
سازش
رسیدن سریع به نوعی توافق
اجازه دهید راه حلی را بجوییم که هر دوی ما بتوانیم با هم زندگی کنیم، بطوری که بتوانیم در کارمان پیش برویم
تعارضات دایمی، افراد را از کار منحرف و احساسات خشن را در آنان ایجاد می کند
طرفین در پی راه حل های مصلحتی اند تا راه حل های اثربخش
سازگاری
دیگری را نیازردن
چگونه می توانم شما را کمک کنم تا در مورد این تعارض احساس خوبی داشته باشید؟ موضع من چندان مهم نیست. مهم آن است که احساس بدی بین ما به وجود نیاید
حفظ روابط همساز باید اولویت اول ما باشد.
فرد دیگر احتمالاً از شما امتیازی کسب می کند
اعتماد متقابل
حل همزمان مسأله
این موضع من است. موضع شما چیست؟ من معتقد به یافتن بهترین راه حل ممکن هستم. واقعیات چه راهی را پیشنهاد می کنند
مواضع هر دو طرف بطور مساوی مهم است، اگر چه ضرورتاً بطور مساوی معتبر نیست. تأکید مساوی باید بر کیفیت پیامدها باشد و انصاف در تصمیم گیری ها رعایت شود
به احتمال زیادمشکل حل می شود. همچنین طرفین به راه حل ها متعهدند و قانع می شوند که با آنان برخورد منصفانه شده است
 
داستان مدیریت تعارض از همین جدول شروع می شود و بحث های فراوانی راجع به آن وجود دارد. از اطاله ی کلام خودداری می کنم و در اینجا به عنوان آخرین مطلب به چند استراتژی اشاره می کنم که توجه به آنها در تعارض های گروهی بسیار مفید است:
 
  • اهداف فراگیر تدوین کنید. بر آنچه طرفین در آن سهیم هستند تمرکز کنید. این پرسش ساده را فراموش نکنید: "چه اهداف مشترکی بستر لازم برای همکاری را فراهم می سازند؟"
  • افراد را از مسأله جدا کنید. اگر در مباحث بر موضوع متمرکز شوید و نه شخص، به احتمال زیاد تمایلات شخصی برای کینه جویی و انتقام و سرکوب از میان می رود.
  • بر منافع متمرکز شوید و نه مواضع.  این پرسش را مطرح کنید: "به من کمک کنید تا علت طرفداری شما را از آن موضع درک کنم".
  • برای منفعت طرفین راهکارهایی ابداع کنید. به عنوان مثال بگویید: "اکنون زمان آن رسیده تا اهداف و علایق اساسی همدیگر را بهتر درک کنیم. بیایید راهی پیدا کنیم تا نیازهای هر دوی ما ارضا شود".
  • از معیارهای واقعی استفاده کنید. تلاش کنید جانب انصاف را نگه دارید. به عنوان مثال تفکر خود را از  "آنچه من می خواهم بدست آورم" به "آنچه برای طرفین منطقی و معنادار است" تغییر دهید.
 به امید داشتن محیط سازمانی سالم و عاری از هرگونه تعارض نامطلوب. فراموش نکنیم تعارض مثبت سازنده است.
www.hr.blogfa.com  بر گرفته از سايت
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/27 ساعت 0:0 | لینک ثابت |
 
اونایی که مدیرین توجه داشته باشین:
آدم:
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، ميگن: جلفه، دلقكه،
اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، ميگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!
اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، ميگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!
اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، ميگن: جنجاليه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!
اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، ميگن: بي عرضه‌س، حيف نون و دست و پا چلفتيه!
اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، ميگن: اينو، واسه ما شده آقاي مطالعه!
اگه با عيالات متحده‌ش مشكلي نداشته باشه، ميگن: زن ذليله، زن نگرفته، شوهر كرده!
اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، ميگن: انگار كلفت آورده!
اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، ميگن: پول پارو مي‌كنه، اهل بند و بسته!
اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، ميگن: پولهاشو انبار مي‌كنه، جون به عزرائيل نمي‌ده!
اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، ميگن: معاشرتيه، فوق‌العاده‌س، دوست داشتنيه!
و بالاخره اگه راست و درست و بي‌كلك باشه، ميگن: هيچي نمي‌شه، به درد لاي جرز مي‌خوره!
 
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/26 ساعت 23:23 | لینک ثابت |
رموز موفقيت، خودباوري و اعتماد به نفس
شما مي توانيد هر روز يك صفت را براي اعتماد به نفس در خود پرورش دهيد

روز اول : باور كنيد كه موجودي بي نظير در عالم هستيد .
روز دوم : ديگران را همينطوري كه هستند بپذيريد .
روز سوم : به هنر و استعداد ديگران حسادت نورزيد .
روز چهارم : هيچگاه خشمگين نشويد و همواره خونسردي خود را حفظ كنيد .
روز پنجم : به ديگران احترام بگذاريد .
روز ششم : با انسانهاي ژرف انديش معاشرت كنيد و از انسانهاي عيب جو و بدبين دوري كنيد .
روز هفتم : ديگران را دوست بداريد .

هفته دوم
روز اول : دست ديگران را براي ياري و كمك بفشاريد .
روز دوم : ديگران را ببخشيد .
روز سوم : انتظارات خود را از ديگران كاهش دهيد .
روز چهارم : ديگران را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهيد .
روز پنجم : خود را سرزنش نكنيد .
روز ششم : انتظارات منفي و غيرمنطقي را از ذهن خود بيرون كنيد .
روز هفتم : خود را جدي بگيريد .

هفته سوم
روز اول : ديگران را بخشي از وجود خود ببينيد .
روز دوم : خطاها و لغزشهاي خود را جدي نگيريد .
روز سوم : تصور ذهني خود را از ديگران اصلاح كنيد .
روز چهارم : ارزشهاي نيك را در خود تقويت كنيد .
روز پنجم : احساس رضايتمندي و خشنودي از خود را افزايش دهيد .
روز ششم : از تكنيك هاي تنفس عميق و تغذيه سالم استفاده كنيد .
روز هفتم : تبسم و خوش خلقي را تمرين كنيم .

هفته چهارم
روز اول : مسوليت كارهاي خود را بپذيريد .
روز دوم : سعي كنيد خطاها و لغزشهاي خود را كاهش دهيد .
روز سوم : مشكلات را آسان بگيريد و از ديگران براي رفع آنها ياري بخواهيد .
روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنيد .
روز پنجم : در صدد توجيه خود نباشيد .
روز ششم : براي شاديهاي خود پيش فرض و شرايط مشخص نكنيد .
روز هفتم : به واقعيات درون خود تمركز دهيد .
 


Life is God's gift to you.
The way you live your life is your gift to God.

.زندگی هدیه خداست به تو. طرز زندگی کردن تو، هدیه ی توست به خد
ا
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/26 ساعت 23:15 | لینک ثابت |
 

دسته بندي مكاتب مديريت، دوره ي زماني، بنيانگذاران و علل پيدايش هركدام، مفاهيمي هستند كه در درك ما از سازمان و مديريت نقش قابل توجهي دارند. جدولي كه در ادامه ملاحظه مي كنيد به سادگي سير تكامل مکاتب مدیریت از «تيلور» گرفته تا «سنگه» را در طول زمان نشان مي دهد :
 
مكاتب مديريت
زمان
بنيانگذاران
علل پيدايش
كلاسيك
مديريت علمي
1900
تيلور، گيلبرت و فورد
نياز به توجه به عامل توليد انبوه بازارهاي منتظر محصول
اداريون
1920
فايول و فالت
نياز به توجه به عامل نظم و ترتيب
بوروكراسي
1920
وبر
نياز به توجه به عامل مستندسازي
نئو كلاسيك
رفتاري
1940
مونتزبرگ، مايو و مازلو
نياز به توجه به عامل انساني و رضايت نيروي انساني به جهت افزايش بهره وري
روابط انساني
1940
هرزبرگ، آلدرفر، مك كللند و آرجريس
نياز به توجه به عامل نيروي انساني و انگيزش و رهبري به جهت افزايش بهره وري
مكاتب نوين
نظريه ی سيستم
1950
بولدينگ، چرچمن، چستر و بارنارد
نياز به نگرش سيستمي و جامع و توجه به سيستم هاي اجتماعي و اقتصادي
نظريه اقتضايي
1970
فيدلر، گالبرايت، وودوارد، پرو و پارسونز
برخورد با وضعيت هاي پيچيده و نياز به اتخاذ رويكردهاي چند وجهي در مديريت
نظريه آشوب
1980
لورنز
برخورد با وضعيت هاي پيچيده  در مقياس جهاني و كشف تأثيرات سيستم ها بر يكديگر
نظريه ی تغيير و سازمان يادگيرنده
1990
سنگه، مينتزبرگ، آديزس، اوچي و گرينر
افزايش پچيدگي، آشوب و بي ثباتي در سطح محيط و سازمان ها و توسعه فناوري اطلاعات
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/26 ساعت 23:10 | لینک ثابت |
 

چرخه حيات ايجاد سيستم
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/21 ساعت 21:41 | لینک ثابت |
 

 

در زندگی فهمیده ام که ...

·           فهمیده ام که بزرگترین چالش زندگی این است که تصمیم بگیری مهم ترین چیز در زندگی کدام است و سپس سایر چیز ها را فراموش کنی.

·           فهمیده ام که ساده ترین کارها نیز می تواند با معنی باشد اگر آن را با روحیه و نیت درست به انجام برسانی.

·           فهمیده ام که بدترین رنج ها، مشاهده رنج دیگران است.

·           فهمیده ام که اگر به دنبال خوش بختی باشی، خوش تختی از دست تو فرار می کند. اما اگر به دنبال خانواده، بر آوردن نیازهای دیگران، کار خودت، ملاقات افراد جدید و خوب بودن باشی، خوش بختی به سراغ تو خواهد آمد.

·           فهمیده ام که آدم ها به آن اندازه خوش بخت می شوند که اراده کرده باشند.

·           فهمیده ام که لذت بردن از موفقیت ایرادی ندارد ولی نباید آن را در بست باور کرد.

·           فهمیده ام که تجربه کردن شگفتی زندگی در چشمان یک کودک، لذت بخش ترین حس زندگی است.

·           فهمیده ام که زندگی یک مرد دارای چهار دوران است: زمانی که به بابانوئل اعتقاد دارد، زمانی که به بابانوئل اعتقاد ندارد، زمانی که نقش بابانوئل را بازی می کند و زمانی که قیافه اش مثل بابانوئل می شود.

·           فهمیده ام که فراموش کردن خطا و به خاطر سپردن لطف دیگران هر دو به یک اندازه مهم هستند.

·           فهمیده ام که وقتی از افرادی که دوستشان دارید جدا می شوید، بهتر است آخرین کلماتتان محبت آمیز باشد چرا که ممکن است این آخرین باری باشد که آن ها را می بینید.

·           فهمیده ام که درک راه درست به مراتب نیاز به خلاقیت بیشتری دارد تا تشخیص را نادرست.

·           فهمیده ام که جایگاه و موقعیت را می توان خرید ولی احترام را باید کسب کرد.

·           فهمیده ام که اکثر مردم در برابر تغییر مقاومت می کنند و این در حالی است که تنها راه پیشرفت، تغییر است.

       اچ جکسون براون  

 

نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/16 ساعت 2:56 | لینک ثابت |
تصاویری جالب از خطای دید:

آيا مي توانيد نقاط سياه را بشماريد؟


آيا خطوط افقي موازيند يا نه؟
 
اين فيل چند تا پا داره؟
چند چهره در اين تصوير مي بينيد؟
 
آيا مي توانيد در عكس زير 4 گرگ ببينيد؟

In the picture below, do you see a face and the word liar?
در عكس زير به نظر ميرسد دايره وسط سمت چپ بزرگتر از دايره وسط سمت راست باشد اما اين طور نيست و با هم برابرند
 
در عكس زير آيا مار پيچ مي بينيد؟
!!اما نه دواير متحدالمركزند
 
!براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس زير خيره شويد.خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت
آيا مي توانيد در تصوير زير سگ را ببينيد؟
 
براي 30 ثانيه به حباب سياه لامپ زير خيره شويد سپس ناگهان نگاهتان را به قسمت سفيد مانيتور يا يك صفحه سفيد ديگر بياندازيد.يك لامپ نوراني را جلو چشمان خود مي بينيد
فكر مي كنيدچند رنگ در اين تصوير به كار رفته؟تنها سه رنگ!سفيد -سبز و صورتي .اما بنظر مي رسد دو نوع رنگ صورتي بكار رفته
 
!پله پايان ناپذير
 
مثلث غير ممكن
 
آيا تصوير زير مي چرخد و موج ميزند؟
 
به نقطه خاكستري وسط تصوير زير نگاه كنيد.سپس سر خود را عقب و جلو ببريد. به نظر مي رسد كه دواير مي چرخند
 
فكر مي كنيد مي توانيد چنين چيزي بسازيد؟
 
به مدت يك دقيقه به تصوير زير خيره شويد بدون اينكه چشمان خود را حركت دهيد.سپس ناگهان نگاه خود را به صفحه سفيدي بياندازيد.چه مي بينيد؟
 
آيا دو خط ارغواني موازيند يا نه؟
 
.تصوير يك پرنده كه شخصي را در منقار دارد
!!اما وقتي برعكس مي شود قايقراني با يك ماهي بزرگ
 
يك آموزش غير ممكن
يك سازه عجيب
 
به مدت يك دقيقه به وسط تصوير زير خيره شويد بدون اينكه چشمان خود را حركت دهيد.سپس ناگهان نگاه خود را به صفحه سفيدي بياندازيد.پرچم آمريكا را مي بينيد؟

يك بناي تاريخي غير ممكن

آيا ميتوانيد 13 چهره مخفي در اين تصوير ببينيد؟

كدام سرباز بلندتر است؟

اين تصوير يك خرگوش است يا يك اردك؟
 
آيا تصوير زير از يك جزيره است؟
اگر تصوير را بر عكس كنيد مي بينيد كه يك دهانه آتشفشان است
 
فكر مي كنيد مي توانيد چنين چيزي بسازيد؟
 
تصوير زير شبيه يك مارپيچ است.اما بواقع چند دايره است 
 
آيا مي توانيد در عكس زير 3 چهره ببينيد؟
 
لطفا چند لحظه صبر كنيد تا تصوير زير شروع به چرخيدن كند.سپس به مدت يك دقيقه به وسط تصوير خيره شويد بدون اينكه چشمان خود را حركت دهيد.آنگاه ناگهان نگاه خودرابه پشت دستتان بدوزيد.آيا زير پوستتان چيزيست؟
آيا ممكن است كه مساحت با تغيير جاي قطعات آن تغيير كند؟
چهره اي در مريخ
Photo taken by Viking 1 in 1976
 

The Face on the Earth
عكسي از يك محل تاريخي.آيا چهره اي را روي قله كوه مي بينيد؟

آيا خطوط افقي موازيند يا نه؟

.چند تصوير مخفي در عكس زير ميبينيد؟خوب دقت كنيد باز هم خواهيد يافت

چند اسب در عكس زير مي بينيد؟

دو عاشق پير ،دو نوازنده،يك گلدان،يا يك زن؟

آيا مي توانيد 9 چهره در تصوير زير ببينيد؟

اين دو مرد از پله بالا ميروند يا پايين؟
 
يك اسكيمو يا يك چهره؟
That's Life.

يك نوازنده يا يك چهره دختر؟
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/14 ساعت 10:7 | لینک ثابت |
مثل دانه هاي قهوه باشيد!!!
هويج , تخم مرغ و دانه هاي قهوه
سه ظرف آب را روي آتش قرار دهيد . در ظرف اول مقداري هويچ بريزيد , در ظرف دوم چند تخم مرغ بيندازيد و در ظرف سوم چند دانه قهوه که بعداً تبديل به پودر قهوه خواهند شد , بريزيد .
به مدت 15 دقيقه هرسه ظرف را بجوشانيد و بعد آنچه را داخل ظرف ها قرار داده ايد برداريد .
هويچ ها سفت بودند و حالا نرم شده اند.
تخم مرغ ها نرم بودند و حالا سخت شده اند.
پودر قهوه ناپديد شده اما آب رنگ و بوي شگفت انگيز قهوه را به خود گرفته.
حالا زندگي را تصور کنيد .
زندگي هميشه آسان و راحت نيست گاهي اوقات زندگي بسيار مشکل است. آنچه که ما مي خواستيم اتفاق   نمي افتد ، مردم آنطور که ما تصور مي کرديم با ما رفتار نمي کنند ، خيلي سخت کار مي کنيم اما کمتر نتيجه مي گيريم .
چه اتفاقي مي افتد وقتي با سختي ها مواجه مي شويم ؟
ظرف ها را به خاطر بياوريد . آب در حال جوشيدن مثل مشکلات زندگي است .
ما مي توانيم مثل هويچ باشيم , با قدرت و محکم برويم و نرم و ضعيف برگريدم . خيلي خسته , نااميد و وارفته بشويم . و انرژي  براي مبارزه بيشتر نداشته باشيم .
مثل هويچ نباشيد !!!
ما مي توانيم مثل تخم مرغ باشيم . با يک قلب نرم و احساساتي شروع کنيم و نهايتاً خيلي سخت و بي احساس بشويم . از ديگران متنفر باشيم , خودمان را دوست نداشته باشيم و قصي القلب بشويم.
مثل تخم مرغ نباشيد !!!
مي توانيم مثل دانه هاي قهوه باشيم.
آب پودر قهوه را تغيير نداد , پودر قهوه آب را تغيير داد . آب به خاطر پودر قهوه تغيير کرد .
مي توانيم مثل دانه هاي قهوه باشيم , از مشکلاتي که با آنها مواجه مي شويم چيز خوبي بسازيم . چيزهاي جديد ياد مي گيريم , دانش جديد , مهارت ها و توانائي هاي جديدي داريم . در تجربيات رشد مي کنيم . دنياي اطرافمان را بهتر مي سازيم .
براي موفقيت , بايد تلاش کرد و دوباره تلاش کرد . ما بايد به آنچه که انجام مي دهيم ايمان داشته باشيم , نبايد جا بزنيم , بايد الگو باشيم . مشکلات و سختي ها اين شانس را به ما مي دهند که بهتر و قوي تر بشويم .
وقتي شرايط خوب نيست , کدام يک را مي پسنديد ؟
مثل هويچ باشيد ؟
يا تخم مرغ ؟
يا دانه هاي قهوه ؟
مثل دانه هاي قهوه باشيد.
مریم نیک فرد - دانشجوی مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی یزد
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/14 ساعت 9:40 | لینک ثابت |
بزرگترین دورغ دنیا چیست ؟
: این است :در لحظه مشخصی از زندگی مان اختیارمان را برزندگی خود از دست می دهیم و از آن پس سرنوشت بر زندگی ما فرمانروا می شود.
دنیا را به همان صورتی ببینیم که دوست داریم باشد نه به آن صورتی که هست
اصل مساعد : وقتی بخت با ما یار است باید از آن استفاده کنیم وبرای کمک کردن به او هرکاری بکنیم همانطور که او به ما کمک می کند.
هر برکتی که پذیرفته نشود به نکبت تبدیل می شود.
هیچ کس از ناشناخته ها نمی ترسد چون هرکس قادر است هر آن چه را که می خواهدو لازم دارد به دست آورد .تنها به خاطر از دست دادن چیزی می ترسیم که داریم چه زندگیمان وچه کشت زارهایمان اما وقتی که بفهمیم سرگذشت ما وسرگذشت جهان هردو توسط یکدست نوشته شده هراسمان را ازدست می دهیم .
اگر بتوانی همواره دراکنون بمانی انسان شادی خواهی بود.
زندگی یک جشن است جشنی عظیم چون همواره در همان لحظه ای است که در آن می زی ایم و فقط در همان لحظه .
راز آینده در اکنون است اگر به اکنون دقت کنی می توانی آن را بهتر کنی و اگر اکنون را بهتر کنی ان چه پس از آن رخ می دهد هم بهتر می شود.
  ********************************************** 
 
امروز، امروز است.
امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند ، ناراحت  نشو،حتما دارند با تو قایم باشک بازی می کنند، پس با آنها بازی کن.
اگر قبل از خواب آرزو کردی فردا باران ببارد، ولی نبارید،مطمئن باش الهه باران می خواهد تو شکوه باران را باور کنی،پس باورش کن.
امروز امروز است.
امروز هر چه قدر بخندی و هر چه قدر عاشق باشی ، به ذخایر نفتی جهان آسیبی نمی رسد،پس بخندو عاشق باش.
امروز هرچه قدر دلها را شاد کنی ، به قیمت بلیط اتوبوس اضافه نمی شود،پس شادی بخش باش.
امروز هر چه قدر نفس بکشی ، جهان با مشکل کمبود اکسیژن روبه رو نمی شود ، پس از اعماق وجودت نفس بکش.
امروز امروز است.
امروز هر چه قدر آرزو کنی ، چشمه آرزوهایت خشک نمی شود، پس آرزو کن.
امروز هر چه قدر خدا را صدا کنی ، خسته نمی شوی ، پس صدایش کن.
او منتظر توست.
او منتظر آرزوهایت ، خنده هایت ، گریه هایت ، آفرین گفتن هایت ، دل شاد کردن هایت، نفس کشیدن هایت ، ستاره شمردن هایت، عاشق بودن هایت است.
امروز امروز است، امروز جاودانه است و امروز زیباترین روز دنیاست.
 
the day was a year at first ,when children ran the garden
روزها به اندازه یک سال است ، وقتی که بچه هستی و توی باغ می دوی.
the day shrank down to a month, when the boys play ball
روزها به اندازه یک ماه می شوند ، وقتی که پسر بچه ای هستی و توپ بازی می کنی .
the day was a week then after , when young men walked in the garden
روزها به اندازه یک هفته می شوند ، وقتی که مرد جوانی هستی و در یک باغ قدم میزنی.
 the day was itself a day , when love grew tall
روزها به اندازه یک روز خواهند شد ، وقتی که عاشق می شوی.
the day shrank down to an hour , when old man limped in the garden
روزها به اندازه یک ساعت می شوند ، وقتی که سالخورده ای و در باغ راه می روی.
the day will last forever , when it is nothing at all
روزها به پوچی سپری می شوند ، وقتی که هیچ چیز در بین نیست.
 Kisses 
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/14 ساعت 9:17 | لینک ثابت |
*Remember the five rules to the happy:
 
- free your heart from hated.
- free your mind from worries.
- live simply.
- give more.
- expect less.
 
پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید:
 
قلبتان را از نفرت پاک کنید
ذهنتان را از نگرانی ها دور کنید
ساده زندگی کنید
بیشتر بخشش کنید
کم تر توقع داشته باشید
 
*No one can go back and make a brand new start. Anyone can start from now and make a brand new ending. 
 
هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند ، اما همه می تواند از همین حالا شروع کنند وپایان تازه ای بسازند
 
 
*God didn't promise days without pain, laughter, without sorrow, sun without rain, but He did promise strength for the day, comfort for the tears, and light for the way.
 
خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پایداری در آن روزها ، و وعده تسلی
پس از اشک و چراغ راه را داده است
 
 
 
*Disappointments are like roud bomps, they slow you down a bit but you enjoy the smooth roud afterwards. Don't stay on the bumps too long. Move on!
 
 مشکلات مانند دست اندازهای جاده اند. کمی از سرعتتان کم می کنند، اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد. زیاد روی دست اندازها توقف نکنید. به خرکتتان ادامه دهید
 
 
*When you feel down because you  didn't get what you want, just sit tight and be
happy , because GOD has thought of something better to give you.
 
 
وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که می خواستید نرسیدید، محکم بنشینید و خوشحال باشید ، زیرا خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست
 
 
*When something happens to you, good or bad, consider what it means. There's a purpose to life's events, to teach you how to laugh more or not to cry too hard.
 
وقتی اتفاقی برایتان می افتد چه خوب و چه بد، به معنایش فکر کنید. در پشت اتفاقات زندگی منظوری نهفته است، که به شما یاد می دهد  چطور بیشتر بخندید و سخت گریه نکنید
 
 
*You can't make someone love you. All you can do is being someone who can be loved.
 
.شما نمی توانید کسی را وادار کنید که دوستتان بدارد. اما می توانید به کسی تبدیل شوید که دوستش می دارند
 
*It's better to lose you'r pride to the one you love,than to lose the one you love because of pride.
 
.بهتر است غرورتان را به خاطر کسی که دوستش  دارید از دست بدهید، تا اینکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید
 
*We spend too much time looking for the right person to love or finding fault with those we already love. When instead we should be spending the time to love.
 
ما زمان زیادی صرف می کنیم تا کسی را به خاطر دوست داشتن پیدا کنیم یا خطای کسانی را که دوست داریم بگیریم. اما چه خوب می شد اگر این زمان را برای بیشتر محبت کردن صرف می کردیم
 
Never abanden an old friend. You will never find one who can take his place. Friendship is like wine, it gets  better as it grows older.
 
هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید. جانشینی برای او پیدا نخواهید کرد. دوستی مانند شراب است. هر چه کهنه تر، بهتر
 
 
                                                  
                                                         محمد جواد جعفرزاده
نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/07 ساعت 12:32 | لینک ثابت |

 

سال نو بر همگان مبار کباد.

 

نوشته شده توسط دکتر اکبریان در 85/01/07 ساعت 12:4 | لینک ثابت |